عزیزمم اگه تحمل دوری پسرتو نداری نباید انتظار داشته باشی که همسرت و خونوادش پشتت باشن و بهت احترام بزارن . با همسرت صحبت کن و با حالتی آروم نه طلبکارانه ازش بخوا که نزاره زندگیتون از هم بپاشه. ایشالا که قبول می کنه و از بچت جدا نمیشی ولی باید خیلی سختی بکشی چون ممکنه قبح و حیاش از بین رفته باشه و دیگه ترسی نداشته باشه و حتی وقتی خونه باشی زن بیاره خونه و انتظار پذیرائی هم داشته باشه . چون میدونه وابسته پسرتی داره اذیتت میکنه و دست پیش میگیره.
ااگه جای تو من بودم
بهونه نمیدادم دستش و میرفتم دادگاه واسه مهریم شکایت میکردم نه که با چن بار گفتن طلاق توفقی کرک و پرام از ترس بریزه . تواین موقعیت کسی که باید بترسه ایشونه نه تو . یه مدت دوری از پسرتو تحمل کن و بترسونش که برگرده که مطمئنم برمیگرده چون آدم ترسوئیه و خودشو پشت خونوادش زودی پنهون کرد و رنگ عوض کرد.
تا وقتی برگشت و دوباره با هم زیر یه سقف رفتین احترام تو و اون خونه حفظ شه و یه درس عبرت درست حسابی گرفته باشه چون دیگه قولی که به تو میده زبونی نیست و دادگاه ازش تعهد میگیره.









علاقه مندی ها (Bookmarks)