سلام دوست عزیز
اینکه همسرت داره شراکت می کنه پول خودشه و به خودش مربوطه اگه از خوراک و پوشاک و مسکن تو نمی زنه حق گله نداری (این چیزیه که قانون ما می گه) من باهاش موافق نیستم و می گم برای خرج کردن پول دو طرف باید نظر بدن اما کی به حرف ما گوش می ده . پس توام حرص نخور اگه تو خرج تو کم نمی ذاره بذار بقیشو آتیش بزنه خودتو ناراحت نکن و حرص نخور .
در مورد خواهر شوهرت حق داری عصبی شی اما اینجوری به قضیه نگاه کن تو آدم درون گرایی هستی که دوست داری سرت تو زندگیت باشه اما نباید توقع داشته باشی همه مثل تو فکر و رفتار کنن تو مسئول درست کردن بقیه نیستی . منم با شراط تو درگیر بودم من تازه با مردی ازدواج کردم که خواهر نداشته باشه به جاش مادرش اینجوری شد انقدر حساسیت به خرج دادم که من دچار افسردگی شدم (البته به قول مشاور که فکر می کنم فقط دنبال پول بوده) و اونا برای خودشون خوب و خوشن دیدم من دارم ضرر می کنم . شدم مثل خودشون البته واسه تو دخالت ظاهریه مال من با رفتار موذیانه بود که هیچ جوره نتونی ثابت کنی کم کم دارم می شم مثل خودشون دروغ گو و ظاهر ساز . در ظاهر می خندم و در باطن کار خودمو می کنم . نمی گم حالم خیلی خوب شده اما همین که باهاشون صادق نیستم از حماقت خودم لجم نمی گیره . کمتر عصبانی می شم .
اینم که خواهرش نظر می ده در ظاهر بگو باشه می خرم یا بگو باشه می کنم اما کار خودتو بکن برو لباس مارک بخر بعد به خواهرش نشون بده بگو ببین اینو خریدم فکر می کنی چند ؟ باهاش طرح دوستی بریز که هر اطلاعاتی خواست از تو بگیره توام بهش اطلاعات غلط بده .
من دقیقا می فهمم چی می گی ما می خواستیم یه کاری انجام بدیم با همسرم قرار گذاشتیم کسی نفهمه الان اونور تا پسرخاله مامانش هم می دونن اینور فقط مامان من می دونه خیلی حرص می خوردم از این چیزا بعدش گفتم بذار بدونن بترکن والا . اینکه تو از اونا بدونی جز حرص خوردن چیزی نداره بذار مثل این بازیگر معروفا دنبال زندگی تو باشن چه اهمیتی که خودتو اینجوری اذیت کنی تو با شوهرت سفر برو خرید کن ورزش کن لذتش رو ببر آخرش می بینی افسرده شدی هزار تا بیماری جسمی گرفتی به خاطر کی ؟ به خاطر چی ؟
من به شوهرم می گم فلان کار خوبه می زنه تو ذوقم می گه نه بابا به چه درد می خوره بعد یه سال یا چند وماه وقتی عقل ناقص خونواده تازه به دوران رسیده اش که تازه اومدن توی یه شهر بزرگ می رسه میاد با آب و تاب می گه وااااای مریم فلان کارو کنیم خیلی خوبه آی حرصم می گرفت . باهاش دو روز دعوا می کردن و قبول هم نمی کرد با پرویی حاشا می کرد که یا تو اصلا نگفتی یا چیزی که تو گفتی این نبود . دیدم بحث باهاشون فایده نداره فقط گذاشتم به موقش انتقاممو بگیرم فعلا هم به این چیزا فکر نمی کنم می گم بذار فکر کنن زرنگن به موقش بد پس می دن . توام واگذارشون کن به خدا و از حال لذت ببر. اگه هدفی داری روش تمرکز کن و به شوهرت نگو . توام مثل من یکم حساسی یه ذره سعی کن بیخیال باشی...








علاقه مندی ها (Bookmarks)