ممنون ستاره زیبا ازپیشنهادت .
راستش اره بعضی وقتا خودمم می فهمم ک خیلی غرزدم ولی این اواخرشوهرم تامیام ب چیزی اعتراض کنم باعصبانیت جواب میده فکرکنم میگه الان غرزدناش شروع میشه..اینجاش وقبول دارم ودارم رو خودم کارمیکنم..
توفکرنامه هم هستم انشالله جرعتشوپیدامیکنم..
منم مثل شمام وقتی توجمع چیزی بهم میگه اون لحظه تصمیم میگیرم بعدک اروم شدم حرف بزنم ولی بغض وگریه بعدنمیزاره کلی توذهنم حرف قشنگ میچینم کلی قانعش میکنم ولی تامیخوام حرف بزنم یه حرفای دیگه میزنم اینقدرعصبی میشم ک اصلاحرفام یادم نمیاد..اخرشم بحث مون بی نتیجه باقهرتمومه..یااینکه بعدا کلایادم میره عصبانی بودم ومیگم حالاک باهم خوبیم اگه اون موضوع ومطرح کنم باز دعوامون میشه پس ولش کن وبعداینکه دفعه بعدتوجمع دوباره چیزی میگه ک ناراحت میشم حرس میخورم ک دیدی اوندفه هیچی نگفتی پرروترشدوبازاحساس ضعیف بودن میکنم.
اوایل توجمع جوابشومیدادم وبعدک اون ناراحت میشدوبهم میگفت چراتوجمع اونجوری جوابمودادی میگفتم خب توبدحرف زدی درست حرف بزن تامنم جوابتوندم اوایل این کارجواب میداد وخوب رفتارمیکرد ک احترام خودشم حفظ بشه ولی ازوقتی گفتم توجمع احترام بزاریم بهم وکل کل نکنیم حتی ب شوخی .جوری شدم ک توجمع جوابشونمیدم ولی اون عوض نشده شایدهمون اول بهتربودکارم ولی میدونم کاردرستی هم نبود ولی هرچی بودبهترازحالابود ک فقط حرس بخورم