اینم بگم که شوهرم خیلی ترس داره وقتی دوتایی بریم بیرون شهر. واسه همین اصرار داره با جمع بریم.
بیشترم مامانش میترسونتش که تنها نرین جاهای دور خطرناکه . تو گذشتش یه سری اتفاقا براش افتاده که خیلی ترس داره و تا یه صدایی میاد میترسه نکنه اتفاق بدی افتاده. همش منفی فکر میکنه.یه مدت خواستم کمکش کنم دیدم واقعن نمیشه. چون اون 34 سال اینطوری زندگی کرده.نمیتونم تغییرش بدم. منم نمیتونم یه مرد ترسو رو تحمل کنم. وافعن چیکار باید کرد؟