به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 فروردین 96 [ 11:50]
    تاریخ عضویت
    1396-1-23
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    29
    سطح
    1
    Points: 29, Level: 1
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوادیان نمایش پست ها
    متن شما کمی گنگ بود و کامل ماجراها و دلایل جدائی رو شرح ندادین..

    مثلا برا چی دختر خاله نامزدتون راجبه شما با ایشون حرف میزد, اصلا موضوع حرفشون چی بود؟نامزدت چه سوالهائی میکرد که شما کلافه میشدید؟و ...

    اون چیزی که من از حرفای شما برداشت کردم خشم پنهان شما و زود از کوره در رفتنه شما بوده و به عینه در صحبتاتون میشه دید

    دور نمای خونواده شما خوبه و واسه همین خواستگارهای متعددی براتون میاد ولی شما در ارتباط با خواستگار خوب عمل نمیکنید و اونها قید شمارو میزنن.. و دلیله دیگه اش اینه که شما خودتونو از اونها بالاتر میبینید
    سلام.‌دختر خالش تو زندگیش دخالت میکرد خدا بدونه من نمیخوام تهمت بزنم اما ایشون گوشیشونو به دختر خالشون میدادن و اونم عکسا و پیاما رو راحت میدید. گفتم نمیخوام تهمت بزنم. اما پسره امروز میومد میگفت بچه ما باید خونواده پدرش ببره منم میگفتم عیبی نداره ولی منم باید برای تربیتش نظر بدم و فرداش دختر خاله میگفت من درباره بچتون صحبت کردم!گفتم باید به پدرش و خونوادش بره.
    مثلا گوشی پسر خالشو میگرفت و میگفت این برای خودش حرف میزنه و تو نباید دلتو خوش کنی که من بهش میگفتم چرا گوشیتو دست این دادی ... میگفت من نمیدونم دادم دستش و از خونه بیرون زدم!تا حرف بزنین
    یا یه شب کلی با هم میخندیدن که صداشون اینور گوشی میومد بعد قرار بود با من حرف بزنه علی رقم قرار و وعده حرف زدنمون گفت من امشب نمیتونم حرف بزنم بذار فردا... رفتارهای زشت ، حرکان عجیب.. در حالی که این رفته بود خونه ی اونا براشون آش نذری ببره و... بهش میگفتم دختر خالت اینو گفته قبول نمیکرد.
    من گفتم ما خونواده معمولی هستیم من ثروتی ندارم که بخوام به رخ کسی بکشم و مردم قیدمو بزنن یا بخوام فخر فروشی کنم که اصلا چنین فردی نیستم. اونها پرو شدن وقتی دیدن من هیچی نمیخوام تازه کمکشونم میگنم گفتن وای علی آباد شده شهر، خودمونو بگیریم ببینیم برامون ماشین میخرن، سند به اسممون میزنن... تا تنور داغه نون رو بچسبونیم. (در ضمن من آدم عصبی نیستم ولی خیلی ناراحت میشم از این رفتارها و گفتارها)

  2. کاربر روبرو از پست مفید sahel1 تشکرکرده است .

    narges_khanom (پنجشنبه 24 فروردین 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با مخفی کاری های شوهرم و رمز روی گوشیش چه برخوردی کنم؟!
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: شنبه 05 اردیبهشت 94, 10:24
  2. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23
  3. عرفان داروی دردهای بی‌درمان
    توسط پندار در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 آذر 88, 00:02
  4. تاثیر بیماری‌های روانی بر الگوی خرید
    توسط Niloo55 در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 12 تیر 88, 09:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.