ظاهرا شما بدون بررسی افراد رو می پذیرید. یا شاید خودتون رو در شرایطی می بینید که اجبار یا قصد فرار دارید؟
برای خواستگاری اول معرفی هستش. با یا بی واسطه. بعد تماس تلفنی بین بزرگ تر ها. (البته روش سنتی رو میگم). بعد آمدن حضوری و باقی ماجرا. نکته ای رو که به نظر میاد شما رعایت نمی کنید بررسی و غربال کردن افراد در مراحل اول و دوم است. وقتی کسی شرایط مناسب تون رو نداره چرا بهش اجازه خواستگاری میدید؟ این هائی که شما اشاره کردید در همون مرحله معرفی باید ردشون می کردید. نه شما و نه اون افراد با هم هیچ تناسبی نداشتید. چطور اجازه خواستگاری بهشون دادید؟
اون هائی هم که به خواستگاری میشد برسند مشکلات شدیدی داشتند که در مرحله تحقیق و بررسی باید متوجه می شدید.
شما قبل از همه این حرف ها باید تلاش کنید اعتماد به نفس تون رو به اندازه طبیعی افزایش بدید. بعد خواستگار قبول کنید. 28 ساله هستید. اینقدر هم براتون دیر نیست. برای فرار از محیط خانواده سعی نکنید ازدواج کنید. ازدواج فرار یا نجات نیست. مسئولیت بیشتر هستش. البته در کنار آن بعضی از مزایا و خوشی ها رو هم داره. به شرطی که درست انتخاب کرده باشید. قرار نیست بعد از ازدواج به یه جزیره دور بروید و تنها زندگی کنید. هم خانواده خودتون سر جاشون هستند و هم خانواده آقا و خود آقا.
هرچقدر وضعیت الان براتون تحملش سخت است طاقت بیاورید. تسلیم نشوید. با چشم باز و بدون عجله (و هم بدون فرصت سوزی) ازدواج کنید.
برای افزایش روحیه تان مطالعه کنید. ورزش کنید. دوستان سالم و شاد پیدا کنید. معاشرت کنید. در مجالس زنانه رفت و آمد کنید.
اگر احساس می کنید نیاز هست به مشاور خانواده یا روان شناس هم مراجعه کنید.
موفق باشید![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)