به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 31 فروردین 98 [ 00:26]
    تاریخ عضویت
    1396-2-11
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    3,075
    سطح
    34
    Points: 3,075, Level: 34
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 125
    Overall activity: 20.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    244

    تشکرشده 133 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باز هم از نظرات تک تکتون ممنونم‌ ...اینکه مهربانانی مثل شما زیر آسمون خدا زندگی می کنن که با وجود ندیدن و نشناختن حاضر به همفکری و همدلی ان بسیار امید بخشه. از ته دل برای تک تکتون میخوام هرچی از خدا می خواید و البته صلاحتونه نصیبتون بشه‌ مرسی که زندگی دیگران براتون مهمه خوندن نظراتتون هم فکرو باز میکنه هم آرومم میکنه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط hanie_66 نمایش پست ها
    سلام دختر خوب
    تبریک میگم بابت نامزدیت.
    عزیزم من تا حدودی توی موقعیت تو بودم. من 29 ساله هستم.حدود 7 سال پیش هم درست مثل تو کسی توی زندگیم بود که فکر میکردم عاشقش هستم و بدون اون نمیتونم زندگی کنم.درست مثل تو رابطه ی بسیار سالمی داشتم و حتی دستم به دست اون آقا نخورد.بیشتر ارتباطم باهاش از طریق تماس و پیامک بود.
    بعد از این همه پرورش عاشقانه توی ذهنم و دنیای فانتزی که برای خودم ساخته بودم یهو همه چیز به هم ریخت.کاخ قشنگ آرزوهام متزلزل شد.اون آقا بهم گفت من هیچ پولی ندارم که بیام خواستگاری. فعلا نمیتونم.من با نهایت سادگی گفتم مگه پول میخوام من؟بهش نیاز داشتم.احساس میکردم بدون اون قدرت زندگی ازم سلب میشه.اما رابطه تموم شد.
    چند سال بعد به طور اتفاقی توی خیابون دیدمش.هنوز خودم ازدواج نکرده بودم.اون آقا با همسرش بود.از کنارش رد شدم اما بسیار تعجب کردم.قلبم هیچ واکنشی نداشت.از اون همه احساسات هیجانی حتی به اندازه ی سر سوزنی باقی نمونده بود.به هیچ عنوانی دوست نداشتم جای اون خانوم باشم چون با زمان دادن به خودم متوجه ایرادات و عدم تناسب اون آقا با خودم شدم.
    چند سال بعد کاملا منطقی با همسرم ازدواج کردم.ازدواجی که اولش عشق و عاشقی سوزناک نداشت.بر اساس یه سری از تناسب ها بود و الان از ازدواجم بسیار راضیم.مشکلاتی هست اما طبیعی هستن.

    عزیزم من کاملا درکت میکنم.اما خودت رو بیرون از ماجرا تصور کن.زندگی پیچیده تر از اونیه که ما درگیر احساسات آنی بشیم.

    اینکه همسرت از نظر مالی و سایر شرایط بهت شبیهه خیلی مهمه.چون توی بالا و پایین شدن های زندگی حس بهتری به سراغت میاد.

    یکم به خودت استراحت بده .تمام راه های ارتباطیت با اون آقا رو قطع کن.دیگه تحت هیچ عنوانی در مورد اون آقا با نامزدت صحبت نکن.حتی اگه شده تظاهر کنی دلبستگی تو ابراز کن.بزار ملکه ذهنت بشه.

    از این زاویه نگاه کن که تو هنوز 22 سالته. نسبت به منه 29 ساله چقدر فرصت بیشتری برای عاشقانه هایی کنار همسرت داری.بهت حسودیم میشه

    زندگی رو کنار نامزدت قشنگ کن.روی نقاط مثبت زوم کن.از معجزه ی واژه هایی مثل دوستت دارم استفاده کن.متوجه میشی که چه ثروتیه این آرامش.
    امیدوارم همیشه شاد باشی
    هانیه‌‌ خانوم... نمی دونید چقدر پیامتون حال خوبی بهم داد.‌بی‌نهایت سپاسگذارم بانو. انشالله زندگیتون با همسرتون هر روز گرم تر از دیروز باشه . پر از عشق و لبخند. کیفیت روزهای زندگی خیلی مهم تر از کمیته. ایشالا زندگیتون پر از کیفیت و عمر هردوتون دراز.
    این آقا همسر‌من نیست. ولی تصور اینکه یه روز بتونم از بند تعلقات دلبسته گی یا وابستگیهای قبلی رها شده باشم و با دیدن یا فکر کردن به اون آقای قبلی هیچ حسی سراغم نیاد آرامش‌بخشه. خدا کنه زودتر بیاد اون روز. کاش خدا آینده ی منو شبیه شما قرار بده
    فعلا نمی تونم تا علاقه ای ایجاد نشده اونو به نامزدم ابراز کنم. ترجیح میدم اجازه بدم ذره ذره پیش بره و خدا کنه عشق واقعی و آسمونی به دلم بیفته. برای اون آقا هم از خدا زندگی عالی میخوام. جوری که منو از یاد ببره؛ ببخشه و خوشبخت و راضی باشه. یعنی میشه؟
    هنوز فکرای قبلی تو سرمه. نمی دونم کی دس از سرم برمیدارن. اما سعی میکنم خودمو آروم کنم
    دوستان ؛من نمیتونم به هیچ بهانه ای؛ از نامزدم دوری کنم تا بشه درست فکر کنم‌. حتی چند روز یا یه هفته. مامان بابام هیچی؛ خودش هم فکر نکنم حرفمو قبول کنه. نمی خوام شک برانگیز باشم براشون.
    ولی امروز یه اتفاق خوب افتاد. شاید انرژی مثبت یکی از شماها بود. با نامزدم که بیرون رفته بودیم؛ توی ماشین آهنگ گذاشت. بعد از همخونی و اداهاش خنده ام گرفت. اونم گفت چه عجب ما خنده خوشگل شما رو دیدیم‌:))
    فکر کنم لپام گل انداخت‌! بعد از اون تو رستوران باز سعی می کرد با حرفا و کاراش منو بخندونه. هنوز عذاب وجدانم سرجاشه. فکر نکنم به این زودیا دست از سرم برداره. ولی میتونم بگم حسم بهتر شده. خدا کنه هر روز همینجوری پیش بره!
    چشم آقای یه دوست! سعی‌میکنم تا جایی که بشه دیگه پست نذارم‌! اگه مشکلی پیش نیاد و عمر خوشی هام موقت نباشه.
    وای می ترسم با این نشونه ها که دادم و تاریخ نامزدیمو گفتم؛ یه آشنایی بیاد اینا رو بخونه بفهمه منم! خدا نیاره به سرم!!!

    به هر جهت اگه می تونید؛ دعا کنید برام. منم دعا میکنم خدا به شما مهربونا صد در دنیا و هزار در آخرت؛ شادی و آرامش و سعادت ببخشه‌ آمین
    ویرایش توسط Hildaa : چهارشنبه 13 اردیبهشت 96 در ساعت 21:24

  2. 4 کاربر از پست مفید Hildaa تشکرکرده اند .

    Ramin231 (چهارشنبه 13 اردیبهشت 96), Ye_Doost (چهارشنبه 13 اردیبهشت 96), zendegiye movafagh (سه شنبه 26 اردیبهشت 96), جوادیان (پنجشنبه 14 اردیبهشت 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختری که دوست دارم شهر دور دانشجو هست!
    توسط HaD در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 بهمن 92, 21:25
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 بهمن 90, 20:16
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من شکست خودم را دوست دارم...
    توسط سارا5 در انجمن راههای شکست در زندگی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 اسفند 87, 13:15

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.