سلام ...پسر خوب این حس وابستگی ای که آدم به هم جنسش توی نوجوونی پیدا میکنه؛ اسمش اصلا عشق و علاقه یا تمایل هم جنس گرایانه نیست. صرفا یه سری تغییرات روانی و هورمونیه که مدتی رخ میده و طبیعیه .برای خیلی از آدم ها اتفاق می افته... چه دختر چه پسر... من از دوازده تا پونزده، شونزده سالگی این حس رو به یکی از هم کلاسی هام داشتم و اون هم به من... دو دوست صمیمی بودیم از اول راهنمایی تا اول دبیرستان؛ که خرداد ماه از دوری هم اشک می ریختیم. اول مهر که منو می دید جوری از گردنم آویزون می شد و ذوق می کرد که همه نگاهمون می کردن... وقتی یه نفرمون با یکی دیگه گرم می گرفت اون یکی حسودی می کرد... به قول تو وقتی می دیدمش حالم خوب بود و وقتی می خواستم ازش دور شم ناراحت میشدم. مثلا سر کلاس وقتی پیش هم می نشستیم و به هم تکیه می دادیم یک از معلمامون بهمون گیر می داد... ما هردو خواهری نداشتیم و به هم قول داده بودیم بعد ازدواج هم شوهرامونو مجبور کنیم با هم باشیم! الان چند ساله از هم هیچ خبری نداریم فوق فوقش یکی به اون یکی بگه عکس پروفایل تلگرامت چه خوشگله یا یه وقتا تو اینستا و جاهای دیگه همدیگه رو لایک کنیم! بعد کنکور هم دو سه بار دیدمش فقط اونم تو میتینگای دسته جمعی. هیچ احساس خاصی هم نداشتم. حتی انگار نه انگار چند سال دوست صمیمیم بوده!
از دوم دبیرستان که رشته های مختلفی از هم انتخاب کردیم جدا شدیم. اون موقع تقریبا شونزده سالم بود و تا شیش ماه افسردگی داشتم!!
الان خنده م می گیره. تازه دو از دوستای دانشگاهم که مدرسه شون با هم بوده تعریف می کنن تو دوران راهنمایی و دبیرستان چه مثلث و مربع های عشقی که بینشون و بقیه بچه های مدرسه نبوده و به خاطرش چه بلاها که سر همدیگه نمی آوردن! بعد چند سال اینا رو با خنده تعریف میکنه...
ما ۲۲ ساله ایم. اگه قرار بود این احساساتمون رو جدی بگیریم الان از مسیر عادی زندگی جدا شده بودیم. الان هممون یا نامزد داریم یا حداقل عاشق یه پسر شدیم که بهش برای ازدواج فکر کنیم.
به نظرم هیچ کس به طور خدادادی و ذاتی تمایل هم جنس گرایانه نداره. اصلا مگه میشه خدایی که خودش مخالف روابط خارج از چارچوب دو هم جنسه این حس رو در وجود کسی بذاره و برای این نیاز پاسخی در نظر نگیره که خدا به همه نیازهای ما جواب داده و راه حلال گذاشته. اینا صرفا یه سری حس دوران نوجوانیه (یا برای بعضی جوانیه) که طبیعیه و اگه بهش زیاد پر وبال ندیم و توجه نکنیم تا زمان خودش رو طی کنه و از جوش و خروش بیفته بهتره... من تعجب می کنم که اون مشاورها و روان پزشکا به جای راهنمایی درست و اینکه این حس ممکنه تو وجود هرکسی پیش بیاد تازه خواستن گرایش جنسیتو مشخص کنن!!!
برام واضح و عین روز روشنه که شما یه آقا پسر گل هستی که چند سال دیگه مثل یه مرد واقعی عاشق یه دختر میشه و برای ازدواج باهاش و خوشبخت کردنش از تمام وجود مایه می ذاره
آها یادم رفت اینو واست بگم من ۱۴ ساله که بودم یکی از هم کلاسی هامون اومد بهم گفت من عاشق تو شدم و دلم میخواد همیشه باهات باشم! بعد با دو نفر دیگه تلاش می کردن رابطه منو با دوست صمیمی م به هم بزنن که با اونا دوست شیم! حتی چیزای دیگه هم بود که بهتره بازگو نکنم چون از یادآوریش حس های بدی پیدا میکنم. خدا رو شکر که اون دوران گذشت و ما این حس ها رو اونقدر جدی نگرفتیم که فکر کنیم در آینده هم جنس خواهیم. اون موقع ، چنین چیزایی کمتر تبلیغ میشد. خدا لعنت کنه اونایی رو که تو ماهواره و اینترنت و جاهای دیگه نشون میدن هم جنس گرایی یه ویژگی عادیه و باید این حس رو تو وجود آدم ها به عنوان نیاز طبیعی پذیرفت و رسمی کرد! اصلا اینطور نیست و به نظرم آدم بزرگسالی که فکر میکنه هم جنس خواهه باید درمان بشه هم از نظر روحی هم فیزیکی و هورمونال...
به نظرم تو هم رابطه ات رو با اون آقا پسر کم کن. سخته درکت میکنم چون خودم تجربه اش کردم ولی ممکنه
چه خوب که خودت به این فکر افتادب کلاستو عوض کنی که با اون همزمان نباشه
اصلا هم نگران نشو که تمایل به هم جنس داری! وگرنه ممکنه برات وسواس فکری ایجاد کنه یا چیزی رو باور کنی در حالی که حقیقت نداره
تمرکزتو روی درست بذار و برای خودت هدف درسی تعیین کن تا بهش برسی. به کنکور و دانشگاه فکر کن. به کار و درآمدت در آینده،به همسر و بچه هایی که خواهی داشت و کلی چیزای خوب دیگه...
موفق باشی و عاقبت به خیر ان شالله![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)