چرا باید اینجوری باشه؟!
چون احساسی برخورد میکنی! وقتی یه نفر را به آدم معرفی می کنن برای ازدواج، نباید فورا طرف را پذیرفت!
باید اول تحقیق کنی، بعد اگه صلاحیت داشت اجازه بدی بیاد و رسما خواستگاری کنه.
چندین جلسه با طرف صحبت کنی ، معیارهات رو بگی، هدف ات را بگی ،علایق ات را بگی و ....
تو همین الان هم چیز زیادی در مورد این آقا نمی دونی!
به جای غر زدن و ناله کردن، رفتار خودت را اصلاح کن. نه ایراد از چهره ات هست نه از وزن ات :-)
ایراد از نحوه عملکردت هست . ایراد از اینه که فوری به آخرین مرحله یعنی ازدواج و وصال فکر میکنی. باید برای ازدواج همه چیز را در نظر گرفت .
تو اول عاشق میشی:-) بعد مدام در مپرد موقعیتت میگی و درآمدت :-) معلومه طرف اگه از انسانیت به دپر باشه، وسوسه میشه که برای این چیزا بیاد جلو.
از دیگران شکایت نمی کنم!
بلکه خودم را تغییر می دهم ...
چرا که کفش پوشیدن
راحت تر از فرش کردن دنیاست :-)
موفق باشی
پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را
خویش خویش من هم اکنون از در صلح آمدست
جمله گوش از غیر بستم تا شنیدم خویش را
خویش خویش من مرا و هرچه من ها بود سوخت
کشتم او را و زخاکش پروریدم خویش را
معنی این خویش را از خویش خویش خود بپرس
خویش بینی را گزیدم تا گزیدم خویش را
ویرایش توسط من می دونم : یکشنبه 18 تیر 96 در ساعت 20:58
علاقه مندی ها (Bookmarks)