سلام، خدا رحمت كنه پدرتونو.
راستش من نميتونم حال شمارو خوب درك كنم، اما همسر منم ٢٦ سالشه و ٦ ماهه پدرشو از دست داده. تا قبل از چهلم هرشب گريه ميكرد، خيلى بى تاب بود، ميگفت باورم نميشه ي روز بتونم اين حالو بذارم كنار و شغلمو ادامه بدم و زندگى كنم. اما زمان خيلى حالشو بهتر كرد، خودشم خيلى ب خودش كمك كرد، من ميديدم ك دوس داره جاهايى باشه ى كارايى كنه ك مرگ پدرشو قراموش كنه.
الان ك ٦ ماه گذشته، نيمگم فراموش كرده پدرى داشته ك از دست داده، هنوزم گاهى موقع غذا خوردن يا فيلم ديدن گريه ش ميگيره. اما حالش خيلى خيلى خيلى خوب شده ، باشگاه ميره، خريد ميكنم، تو شعلش خيلى كرفق شده. به قولى زندگيش جريان داره، و فقط هم زمان ميتونه حلش كنه،
اينا حرفاى خودشه، ك ميگه زمان و نعمت فراموشى، خيلى بهم كمك كرد.
يا راهي خواهم يافت
يا راهي خواهم ساخت
علاقه مندی ها (Bookmarks)