من تمام تلاشمو کردم از دوست و عمو و وکیل ومشاور گرفته همه رو فرستادم که باهاش حرف بزنن اما نامزدم فقط حرفش یکلمس میگه حرمتها شکسته شده
بیشتر از اینکه من حرمت بشکنم اون حرمت من و خانوادمو شکست هرچی از دهنش دراومد بار خودمو خونوادم کرد.مگه میشه وقتی میگفت به اندازه خدا میپرستمت اگه نباشی میمیرم انقد راحت دوست داشتنشو کنار بذاره و بره به نظرم که فقط داره لجبازی میکنه و غرورشو به درست کردن رابطه ترجیح داده .چون فوق العاده مغرور بود .حالا من از همه نظر از اون سرتر هستم