میدونم که آینده ای ندارم عمرم داره تلف میشه بلاتکلیفم و در نهایت منم که بازنده رابطه میشم و آسیب می بینم و شاید حتی بودن و رفتن من تاثیری تو آدم مقابل نذذاره
اما به شدت از لحاظ عاطفی و احساسی در گیر شدم هربار میخوام تموم کنم برم دنبال زندگیم فقط یه تصمیم میشه که تو ذهنم میگیرم مثل کسی که صحنه رفتن رو هزار بار تو ذهنش بازسازی کنه اما واقعا نمی تونم روز بعد بیدار میشم به امید اینکه شاید درست بشه شاید اشتباه می بینم و فکر می کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)