به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط behzzad نمایش پست ها
    مدتها بود به این سایت سر نزده بودم ، شاید 2 سالی میشه

    همچنان می بینم که قضاوت های عجولانه در این سایت موج میزنه. البته هر فردی که چیزی می نویسه به قول شاعر ، «از ظن خودش یار ما میشه» . یعنی مطالب مفیدی هم میگن دوستان ولی قضاوت ها اغلب عجولانه هست و نوعی خامی رو نشون میده.

    اولین کاربر میاد و میگه «
    دوست عزیز شما بهتره از فکر ایشون خارج بشین
    » من شگفت زده میشم که چطوری امکان داره به این سرعت ما بتونیم یک توصیه ی قطعی به 2 انسان بکنیم که در مهمترین مساله زندگی شون (زندگی در برابر طلاق) مثلا باید کار رو تمام کنن!!

    دوست ما دلایلی رو میاره :


    بله مسائلی بوده که کار به اینجا رسیده و دو طرف بی تجربگی هایی حتما داشتن ولی چرا ما باید مطمئن باشیم که هیچ راهی نیست؟ بله ممکنه ایشون تلاش هایی برای درست شدن کارها بکنه و حتی ممکنه همه این تلاش ها به شکست برسه ولی چرا اصلا نباید تلاش کنه؟ چرا ما نیاییم بهترین روش تلاش کردن رو به ایشون بگیم و در مورد تلاش های صحیح حرف نزنیم؟

    قبول دارم که اصرار کردن برای بازگشت اگر با تدبیر نباشه ، حتی آدم کوچک میشه و هیچ چیزی هم درست نمیشه . ولی چرا بجای اصرار کردن های کودکانه ، به دوستان مون توصیه نکنیم که تلاش های مدبرانه ای برای ساختن از نو داشته باشن؟

    بله قبول دارم که اگر به هم برگردن چون بین شون حتما بی حرمتی هایی شده ، بعدها هم ممکنه باز بحران هایی داشته باشن . ولی چرا در مورد حل اون بحران ها و روش صحیح رفتار با همسر نباید حرف بزنیم و چرا باید از ترس مشکلات ، میدون رو خالی کنیم؟ آیا انسان اگر واقعا بخاد ، نمیتونه با یک نفر (=همسرش) مشکلاتش رو حل کنه؟ قبول دارم که کار سخته ، ولی آیا نشدنی هست؟

    چرا نباید با همسرش صحبت کنه و در مورد دخالت مادر شوهرش یا دخالت دیگران منطقی صحبت کنه و به همه افراد زمان بده تا درست به مسائل نگاه کنن؟ چرا ما توصیه هایی برای اصلاح شدن کارا نکنیم؟

    من نمیخام بگم هرچی این دوست ما گفت 100% غلط هست! میخام بگم به شکل دیگری هم میشه توصیه کرد ولی فضای فکری ما شده قضاوت کردن های عجولانه و راه حل های ما هم شده خالی کردن میدون یا . . .

    نکته ی بعدی که بین ماها رایج شده ، قضاوت کردن و بد گفتن به صاحب تاپیک هست. خوب معلومه که بنده خدا اشتباهاتی داشته و باز هم خواهد داشت. خوب همه ی ما انسان هستیم و شیر خام خوردیم! البته بد نیست که اشتباهات رو در کمال احترام به ایشون بگیم ولی نباید زیاده روی کنیم و ایشون رو بکوبیم. بخصوص خانم های وبسایت خیلی راحت به آقایون حمله میکنن و هیجان زده میشن و آدم رو یاد فمنیست بازی میندازن . اصلا شاید همین اخلاق ها باعث شده که در زندگی های شحصی مون انقدر طلاق و مشکل زیاد بشه. البته آقایون هم خالی از عیب و ایراد نیستن . . .

    من نمی فهمم جرا باید صاحب تاپیک بره مهریه اجرا بزاره و بعد هم بخاد زندگی اش رو درست کنه؟؟ آدم یاد مذاکرات آمریکا میوفته که هم تحریم میکنه و تهدید به حمله نظامی میکنه و هم میخاد دور میز مذاکره بشینه و مسائل رو با سیاست چماق و هویج حل کنه. باور کنید سیاست چماق و هویج در برابر شوهر بکار بردن یعنی تیشه زدن به ریشه ی زندگی تون . . .

    از طرف دیگه خانوم ها دیگه اون اسطوره های بسوز و بساز نیستن و خیلی راحت جلوی بزرگترها قد علم می کنن و بزرگترها رو می رنجونن و اینا کم کم زندگی رو به جاهای بد میرسونه . این ادبیات که زنی بگه از شوهرم سر تر هستم حتما زندگی رو تهدید میکنه و این فضای فکری بسیار مخرب هست. حتی اگر از شوهرتون سر تر هستید ، اصلا نباید بزارید همچین موضوعی در ذهن خودتون هم مدام تکرار بشه چون کم کم در رفتارتون هم خودش رو نشون میده و غرور شوهرتون رو تحریک می کنید و به رابطه آسیب می زندید. البته صاحب تاپیک باید بیشتر توضیح بده که چی شد که دقیقا شوهرش رفت و چند ماه پیداش نبود. آیا ایشون به شوهرش و خانوادش توهین کرده؟ کلا یک مقدار توضیحات بیشتر لازمه

    اینکه هم به شما طلاق بده و هم مهریه بده و شما هم هنوز دختر هستید ، قبول کنید که برای هر مردی غیر قابل قبول هست. از طرف دیگه مهریه شما چقدره و توان پرداخت شوهرتون چطوریه؟ اینا همه مهمه در رابطه . ولی در کل اجرا گذاشتن مهریه مسیر جدایی و خراب کردن هست و ربطی به علاقه ی شما برای سازش نداره

    همین که شوهرتون فقط به شرط بخشش مهریه حاضر به طلاق هست یعنی اینکه نیازی نیست هول بشید و بترسید چون حالا حالاها کارتون طول میکشه و طلاق تون انجام نمیشه. مگر اینکه شما خودت بری به سمت طلاق توافقی. پس فرصت به اندازه کافی هست که بشه تلاش های منطقی کرد . البته التماس شما کار رو بدتر هم میکنه و بزارید منطقی تر جلو بریم . از نظر من شوهرتون هم بدش نمیاد بصورت آبرومندانه اوضاع درست بشه ولی شاید راهش رو مثل شما بلد نباشه . . .

    با توصیه های « کاربر نیاز » موافق بودم و بخصوص این صحبت ایشون رو حتما باید اجرا می کردید :


    ولی متاسفانه شما می گید :

    « بیشتر از اینکه من حرمت بشکنم اون حرمت من و خانوادمو شکست هرچی از دهنش دراومد بار خودمو خونوادم کرد. »

    این جمله یعنی اهل کل کل بودید و حرمت شوهرتون رو نگه نداشتید . البته ایشون هم نباید به شما توهین بکنه ولی در حفظ حرمت ، زن باید بیشتر تلاش کنه . متاسفانه تحت تاثیر تفکرات « برابری زن و مرد » و فمنیسم ، این کل کل ها روز به روز داره بیشتر میشه و آمار طلاق هم که افسار گسیخته شده . . .

    شوهرتون روانی نیست و این حرفا رو هم نزنید! روابط قبلی اش رو هم شخم نزنید و بزارید اگر واقعا تمایل دارید ، روی اصلاح وضع موجود حرف بزنیم! در مورد دخالت های مادرشون ، من نظرم اینه که هیچ کس نباید دخالت کنه ولی اگر هم دخالت کردن شما باید احترام مادر ایشون رو نگهدارید ولی بعدا با شوهرتون صحبت کنید و حل کنید مسائل رو . اما دوباره روزگار عوض شده و دیگه عروس تحمل دخالت خانواده شوهر رو نداره و خانواده شوهر هم همچنان به یاد گذشته ها میخاد که نظرش رو اعمال کنه. این یعنی مشکلات حاد . . .

    اگر زندگی تون رو دوست دارید باید مقالاتی برای روش مدیریت خانواده شوهر بخونید و سعی کنید اوضاع رو آروم کنید . من نمیگم تسلیم اونا بشید ، میگم احترام شون رو نگهدارید و « مدیریت شون کنید » . انقدر مطلب و مقاله ی خوب هست که اگر خواستید حتما پیدا می کنید و می خونید .

    وکیل تون چه تخصصی داره که توصیه به جدایی کرده؟؟ از نظر من ایشون شکر خورده که این حرف رو زده. حتی روانشناس های ما هم سواد درست و حسابی ندارن ، وای به حال وکیل!! تا میتونید از وکیلا فاصله بگیرد!

    برادرمون آقا سعید هم که حسابی تند رفتن و به شوهرتو صفا دادن!! من نظر منفی روی شوهرتون ندارم و به نظرم رابطه قابل اصلاح هست
    سلام

    دوست عزیز اولا لطف کنین سرتون تو راهنمایی خودتون باشه و از جانب دیگران و من ایشونو راهنمایی نفرمایید..

    زندگی که اینجور آغاز شده به کجا میخواد ختم بشه.. اگه ذره ای راه برگشت باشه من کاربرو تشویق به ماندن و ساختن میکنم..پس با چن خط نوشته من خودتونم دچار قضاوت عجولانه نشین..

    نه ماهه با هم قهر هستن و نامزد ایشون منتظر ایشون مهریه شو ببخشه تا راحت تر ازشون جدا بشن نه اینکه وایسادن ببینن فرجی بشه یا نه..

    نامزد ایشون دو بار نامزدی ناموفق داشتن و ایشون دفعه سوم هستش..و از دختر خانم پنهان کردن..

    مادر ایشون بخاطر اس ام اس از مادر دختر خانم شکایت کردن..

    خود دختر خانم مهریه شو گذاشته اجرا و کاری ندارم که به گفته خودشون خواستن ایشونو برگردونن که کلا کار اشتباهی بوده..

    مشاور و وکیل طبق حرفا و مستندات ایشون رای به طلاق توافقی دادن و الان شما با این همه دلیل اومدین همه رو به کنار زدین و بالاتر از اینها رای به ادامه میدین؟

    این اقا تحت تاثیر حرفای مادرش قرار داره و خیلی درصد پائینی امکان داره بخواد برگرده و ادامه بده..

    حتی اگه ادامه هم بده فردا سر کوچکترین مشکلی همین قضایا پیش خواهد اومد.. ولی اون زمان خیلی چیزها تغییر کرده و فرصتها سوخته شده..

    لطفا با چشم باز راهنماییشون کنین ..

  2. کاربر روبرو از پست مفید جوادیان تشکرکرده است .

    میس بیوتی (سه شنبه 14 شهریور 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منم دوس دارم یه ازدواج موفق جوری ک خودم میخام داشته باشم:(((
    توسط SHahr-Zad در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 مهر 93, 23:50
  2. ریخت منحوس جاریمو دیگه نمیبینم
    توسط nahale1 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 اردیبهشت 92, 01:47
  3. عروس بزگتر بهتر است یا عروس کوچکتر خانواده؟
    توسط باربی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 شهریور 91, 20:52
  4. داماد کوچک تر از عروس !
    توسط lord.hamed در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 02 آبان 90, 00:08
  5. دوس دارم یه دختر شاد و پر انرژی باشم:)
    توسط nazlin1990 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 15 مهر 90, 12:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.