سلام ممنون که جوابمو دادین فکر کنم بیشتر توضیح بدم خوب باشه
اول اینکه من منظورم این نبود که ازدواج چیزهایی که میخوام رو بدست بیارم.منظورم این بود که با گوشه نشینی استعدادم تلف میشه و نمیتونم کار کنم چون این اقایون بعد از مدتی دیگه بهم کار نمیدن.شاید همونجا ادمهایی باشن که بدون چشمداشت و راحت دارن کارشون رو میکنن ولی تانوبت به من میشه نوع خواسته شون عوض میشه ومنو بعنوان یک دوست صمیمی میخوان و چون من نمیخوام که دوست صمیمی اونها باشم دیگه نمیتونم مثل یک کارمند عادی هم باشم و کارم رو هم ازدست میدم
دوم اینکه مشکل من اینه که واقعا تا الان تمام مواردی که اومدن جلو قصد خوب نداشتن .همشون. حتی یک دونه هم خوب نبوده یک دونه که منو به خاطر انسان بودن من بخواد. خب حتما من مشکلی دارم در نشون دادم انسان بودن
سوم اینکه خب وقتی مردی از شما خوشت میاد چطوری باید بفهمه که این علاقه دوطرفه است؟چطوری باید درست بهش چراغ سبز نشون داد .خب چطوری باید بفهمه نظرت روش مثبته و با جواب منفی ازت حالش گرفته نمیشه
درضمن من خیلی کانال اشنایی خاصی ندارم. خیلی مواقع هم هست اصلا اشنایی چندانی شکل نمیگیره حالا یا اینکه من نیت طرف مقابل رو منفی میگیرم یا واقعا نیت خوبی نداره یا ادم میانه ای هست! یعنی بد باشی براش خوبه و اهلش هست خوبهم باشی دنبالشه.ادم درست و بی ریا نیست. واقعا خود شما موادری که نیت خوب داشته باشن زیاد دیدی؟
و اینکه خب اینجا بحث ازدواجه و من واقعا توی این موضوع مشکل جدی دارم پس فکر میکنم نیازباشه که بهم کمک بکنند








علاقه مندی ها (Bookmarks)