سلام دوست خوبم
این عصبی و زود عصبانی شدن توی همه آدمها امروز هست فرقی نمیکنه مرد باشه یا زن. هر چی نوشتی خیلی خیلی زیاد درک میکنم و کاملا میفهمم چون منم اخلاق شوهرم مثل شوهر شماست منم سرکار میرم و کار پرمسیولیتی دارم و شوهرم هم همینطور هر چی کار بیرون سخت تر باشه عصبی بودن زیادتر هست البته برای اینجور آدمها. چون آدمای زیادی میشناسم تا ۱۱ شب کار میکنن خونه که میرسن با روی خوش میان خونه البته این رو هم باید بگم که زن خونه خودش خیلی مهمه توی این عدم یا کم عصبانی شدن مثلا من خودم چندین بار امتحان کردم که وقتی من میگم و میخندم شوهرم هم کمتر بهانه میگیره البته درکت میکنم اونقدر آدم توهین و بددهنی میشنوه که دیگه روحیه ای برای شادی نداره و اما راههایی که من توی زندگیم انجام میدم شاید به درد شما هم بخوره. منم دو تا دختردارم برای اینکه مشکلات و توهین ها به خانوادم کمتر بشه بچه ها رو ۲ سالگی گذاشتم مهد کودک و بردن و آوردنشون رو شوهرم انجام داده. وقتی شوهرم میگه نمیخواد بره مثلا خونه مادرم اینا منم اصراری نمیکنم چون وقتی نیست استرس و نگرانیم هم کمتره. عصرها که میرسم خونه هرروز با دخترا برنامه میزاریم یکروز پارک یکروز خرید یکروز استخر و ... رفت و آمد به خونه فامیل مخصوصا فامیل خودم رو کمتر کردم. دیگه بعد از مدتی همه پی به اخلاق یک همچین آدمهایی میبره و نبایستی ناراحت بشن شما هم سعی کن که وقتی خونه هستید خودتون رو مشغول کنید باور کنید الان ۱۷ سال هست که از ته دلم نخندیدم همیشه استرس داشتم که ناراحت میشه همیشه هم شده چون آدم حساس و بدبین ذاتش اینطوری هست من به این نتیجه رسیدم ذات آدمهارو نمیشه تغییر داد خودم هم نمیتونم تغییر کنم خیلی سعی کردم.بعضی موقعها فکرمیکنم یه خونه بگیرم و برم اونجا بچه ها هم اگه دوست داشتن میان اگه نه بمونن پیش پدرشون بعد میبینم اینکه از حالا بدتر میشه که. شما بعضی مسولیتها رو بهش بده مثلا خونه هست حتما بچه رو نگه داره حتی اگه مامانت هم هست بازم شوهرت اگه بتونه نگه داره یا حتی بگو ازش بخواه و خواهش کن مثلا امروز فلان کار خونه رو بکن.ببخش نمیتونم زیادکمکت کنم واللاه خودم دلم پره از شوهرم.فقط میتونم باهات همدردی بکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)