به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 آبان 00 [ 02:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-25
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    17,344
    سطح
    83
    Points: 17,344, Level: 83
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,156

    تشکرشده 742 در 286 پست

    Rep Power
    80
    Array
    ریحانه جون منم مثل خودتم از بچه دار شدن میترسم از مسولیتهاش و...
    اما بزار یه چیزی رو از مادرم برات بگم...
    مادرم وقتی داشت بچه ی اولش رو به دنیا میاورد دردش که شروع شده بود اول لباسهای بابام رو با دست شسته بود و پهن کرده بود بعد برده بودنش بیمارستان... بعد از زایمان هم موقع برگشتن به خونه انقدر تند راه میرفت که بیاد خونه و به کارا برسه عمه ام به مامانم گفته بود انقدر تند راه نرو تازه زایمان کردی مردم چشمت میزنن
    حالا در مورد استراحت زمان بارداری من متخصص نیستم و نظری ندارم اما راجع به بعد زایمان و اینکه میگی نمیتونی بچه رو تنهایی بزرگ کنی و اینکه دیگران بچه ی دومشون رو هم مادرشون بزرگ میکنه باید بگم که مادرهای ما هر چی به خودشون سخت گرفتن همونقدر به ما آسون گرفتن و خیلی از ماها رو ترسو و تنبل بارآوردن... به ما ظلم کردن... ما رو تک بعدی بارآوردن... جوری که از کاه کوه میسازیم...
    من توی خونه ی مادرم بلد نبودم ماشین لباسشویی رو روشن کنم باورت میشه؟؟؟؟
    همه میگفتن نیکیا چطور میخاد خونه داری کنه...
    اما وقتی ازدواج کردم خواستم و تونستم که تصور همه رو در مورد خودم بشکنم و عوض کنم...
    از روز اول نذاشتم مادرم یه استکان برام جا به جا کنه... تمااااام کارهای خونه رو خودم کم کم یاد گرفتم... خدا رحمت کنه مادربزرگم رو، همیشه نگران خونه داری من بود
    ریحانه جان ما خیلی قوی هستیم ، خیلی کارها میتونیم انجام بدیم فقط کافیه که بخوایم...
    زندگی در پرتو خواستن ها و توانستن های ماست که اصیل و با معنا میشه...
    تو میتونی از همون هفته ی دوم بچه ی نازت رو با کمک همسرت نگه داری و بیست سال دیگه وقتی یاد این روزها میفتی به خودت افتخار کنی...
    منم اگر یکی از دغدغه های زندگیم حل بشه قصد دارم بچه دار بشم... بیا به هم قول بدیم شیرزن باشیم و سالها بعد با افتخار از قوی بودن هامون برای بچه هامون تعریف کنیم
    ویرایش توسط نیکیا : شنبه 28 مرداد 96 در ساعت 00:17

  2. 3 کاربر از پست مفید نیکیا تشکرکرده اند .

    reihane_b (شنبه 28 مرداد 96), فرشته اردیبهشت (شنبه 28 مرداد 96), شیدا. (شنبه 28 مرداد 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 28 اردیبهشت 93, 11:43
  2. اهای جماعت من زود زود میگ میگی وابسته میشم.کمکم کنید
    توسط gheryeh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 خرداد 92, 15:29
  3. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 خرداد 92, 22:30
  4. تصمیم به ازدواج زودتر از برادرای بزرگتر !
    توسط alaviali028 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 03 خرداد 92, 00:37
  5. هنوز عقد نکردیم، باید زودتر تصمیم بگیرم
    توسط Hamid_m در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 خرداد 91, 11:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.