مهارت جوی عزیز ممنونم بابت همدردیت....
اره عزیزم دقیقا من این روزا فقط دارم به کم و کاستیام فکر میکنم اینکه کجا کم گذاشتم ولی به قول شما نباید سرزنش کنم....
اخه اشتباهات من اونقدر فاحش نبود که به این سختی باهام بخواد رفتار بشه....الان منتظر تماس وکیلم تا شروع کنیم کارای طلاق و....
جدیدا از سمت یه دوست مشترک یه سری حرفای جدید بهم میرسه که فاجعه س... چه تهمتای مسخره ای....حس میکنم دارن خودشونو قانع میکنن که من بد بودم....
جالبه مادرشوهری که تا دوماه پیش میگفت مثل من کجا گیر بیاره حالا گفته به کدوم محبت این زن بگم پسرم برگرده؟؟؟کل ایراد منو جدیدا گفتن محبت نکردن و بلد نبودن شوهرداری!!!
من نمیدونم چون هر روز صبح از زیر قران رد نکردم اقارو صبحونه ندادم دوتا اعتراض به قول خودشون غر زدم این میشه دلیل طلاق!!!!والا به خدا هیچوقت با ادمای لوس ازدواج نکنید شخصیت خودشیفته دارن فک میکنن همه باید در اختیار باشن....
با اینکه من به ایشون میرسیدم ولی انگار خیلی بیشتر از اینا محبت میخواست...تربیتش اینجوری بود کلا ....درصورتی که من محبت انچنانی ندیدم خودم...جای زن و مرد عوض شده بود...من نمیدونم پیش خودشون نمیگن خب پسر ما زنداریش چطور بود!!!!
خواهرشوهرمم گفته تعجب میکنم که داداشم تا الان چرا نرفته زن صیغه کنه!!!دلیلشم دوستم پرسیده دوباره همون حرفارو زدن که چرا پیام کم میداده به پسر ما زنگ کم میزده صبحونه نداده خونه باباش دست پسرمونو نگرفته از این دست ایرادا!!!دوستمم گفته بابا اینا دلیل نیس این خانومم اینارو رعایت میکنه اگه تا این حد حساسه گفتن نه دیگه فایده نداره پسرمون چهارساله زجر کشیده!!!
این اقا به نظرم کمبود محبت داشته درسته اقایون نیاز شدید به تایید دارن من نمیدونم شاید یه جاهایی غرور ایشون زیر سوال رفته و فک کردن خانواده م تو اولویت هستن ولی بازهم خیلی سخت برخورد کردن بامن....خداروشکر که خانواده باهامن هرکس منو میبینه میگه اخه این مرد خوشی زده زیر دلش خونه ت میومدیم کیف میکردیم همه چی تمومی اشپزی همه چی غر زد یعنی چی....
اینروزا فقط تنها دلیلی که خیلی میبینم اینکه این اقا اون تاییدی که باید از من نگرفته من خیلی سعی کردم ولی اخه این دیگه خیلی حساس بود منه بیچاره با یه لوس چکار میکردم.....