نقل قول نوشته اصلی توسط *مونا* نمایش پست ها

در وقت بیماری یا مواقع دیگر که پدر و مادر احتیاج به کمک دارند باید بین فرزندان تقسیم کار صورت گیرد و همه نه نحو احسنت به وظایفشون عمل کنند چه دختر چه پسر.شاید همسر شما شاهد این بودند که شما بیش از حد و بیشتر از دیگران این کار رو انجام میدین و اعتراض کردند و باعث شده درگیری بین ایشون و خواهر گرامی شما پیش بیاد.کاش قبل از اینکه چنین چیزی پیش میومد شما با سایر خواهر و برادراتون تقسیم کار می کردین .(البته طوری که مادر عزیز متوجه نشوند و خاطر عزیزشان مکدر نشود)
ممنون از همدردیتون و من هم دعا میکنم انشالله خدا هر چه زودتر تمام مریضهارو شفا بدن و مادر منم در بینشون..

این بند از صحبتاتون در من صدق میکنه و من بیشتر هوای مادرمو دارم.. چون محل کارم نزدیک خونه مادرمه واسه این بیشتر کارهارو به من میگن و من بیشتر به مادرم رسیدگی میکنم..

و خانمم میگه برادرهای دیگه ات هم باید مثله تو وظیفه شونو انجام بدن.. من هم میگم اونا باید خودشون احساس وظیفه کنن و بیان , من نمیتونم که زورکی بگم ..هم سنشون از من بیشتره و هم من نمیتونم بخاطر اونها بشینمو ببینم مادرم زجر میکشه

در جواب خانم مهندس هم بگم که من دیشب نشستم کنار خانمم و گفتم سیر تا پیاز قضیه رو برام بگه..

هر دو طرف مقصر بودن و جاهائیکه من میدیدم خانمم مقصره و بهش میگفتم که اینجاها باعث شروع دعوا شده..بجای پذیرفتن میگفت خوب کاری کردم و این جور حرفا..

و همش میگفت من دیگه با اونا نشست و برخاست نمیکنم.. چن روز قبل هم با خواهرم سر این قضیه یکی بدو کردیم و اونم میخواست همش خودشونو بی مقصر جلوه بدن