
نوشته اصلی توسط
nadin
توضیحاتم رو اضافه میکنم نفر دوم تاحالا چندبار موضوع رو به برادر بزرگم گفته غیر مستقیم به خودم هم گفته که بهم علاقه داره وتاحالا چندبار منو به اینطرف اون طرف دعوت کرده ینی توی شش ماه گذشته هرچندباری که من ماجرا رو تموم شده فرض کردم اون بهانه ای برای شروع پیدا کرده. و سی و پنج سالشه
اما در مورد نفر اول من چندبار تاحالا وقتی غیر مستقیم از ازدواج پرسیده گفتم که قصد ازدواج ندارم و هیچ واسطی هم بینمون وجود نداره حتی ادرس من رو نداره.هرموقع که فضا رو برده سمت اشنایی و صمیمی شدن من ادامه ندادم و جریان رو بستم.من سی و یک سالمه و اون چهل سالشه.موقعیت خاصی داره و من هم از یک مرد40 ساله انتظار ندارم کارای پسرای 20 ساله رو انجام بده
گذشته از همه اینها من که فکر نمیکنم تمام اشنایی های الان با خواستگاری جدی شروع بشن
سوالم هم این بود که چطوری چراغ سبز نشون بدم که بفهمه من مشکلی باهاش ندارم و اگه نمیخواد قضیه رو جدی کنه به درخواست اشنایی یکی دیگه موافقت کنم
توی موضوعاتی که خوندم خانمی به اسم ابی بیکران تقریبا شرایط من رو داشتن کاش میومدن و میگفتن چه کار کردن و چی شده اخرش
خب وقتی گفتین قصد ازدواج ندارین، انتظار چی دارید؟
این رفتارها و بازیها برای دختر پسرهای زیر 20 سال هست.
شما به یه مرد 40 ساله گفتی قصد ازدواج ندارم، انتظار داری چیکار کنه؟
این آقا به هر دلیلی که الان مجرده، یک دنیا با پسر 20 ساله متفاوته از نظر تجربه و احساس و رفتار و ...
به همین دلیل هم رفتار متفاوتی را می طلبه.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)