یاس عزیز
شاید خنده دار باشه منی که خودم زندگیم غرق در مشکلاته واسه شما نظر بنویسم ... ولی یه نکته رو از تجربه خودم برات می نویسم ...
سعی کن بیش از حد توانت خودت رو درگیر زندگی پدرومادر و خانواده ت نکنی و تمرکزت رو بذاری روی زندگی خودت ..
می دونی چرا ؟
چون وقتی زندگی شما لطمه بخوره همون پدر و مادرت بیشتر از همه داغون میشن از مشکلات دختر عزیزشون و روحیه و زندگی شون خرابتر میشه ... بذار حداقل خیالشون راحت باشه که شما وضعیتت خوبه ...
در یک حد خییییلی متعادل باهاشون صحبت کن و کمک کن ... بیشتر نه ... شما زندگی خودت رو حفظ کنی به همونام کمک بزرگی کردی ...
بهشون بگو که اگر اونها شاد و در حالت آشتی باشن چقدر شما خوشحال تری و حالت بهتره ... در همین حد ...
مطمئن باش اونام یک خانواده مستقلن و با فکر و درایت خودشون و توکل به خدا مشکلاتشون رو حل می کنن ...
شما الان نسبت به زندگی مشترک خودت بیشتر مسئولی تا زندگی اعضای خانواده ت ...
موفق باشی گلم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)