گلم راستش من دو سه تا دوست صمیمی دارم که باهاشون فقط باشگاه میرم
رابطه ام با خانواده ام تقریبا خوبه اما چون همگی شاغل هستیم کمتر پیش میاد بشینیم بحرفیم تا خونه میرسیم همه تو اتاق خودشونن
از طرفی من با مادرم سالهاس سر اینکه همه خواستگارامو که تا حالا به دلم نمینشستن رد میکردم یکم سردیم و اگه سرزنش نکنین تا حدودی میشه گفت حرف نمیزنیم
بخدا از قصد و غرض رد نمیکردم بلکه هیچکدوم به دلم نمینشست
میدونین نمیدونم فقط برا من اتفاق میفته یا برا همه
هر کی میاد زندگیم بخدا قسم جز وفا و صداقت و محبت کم نمیذارم
اما یهو میره ....
خودمو باختم
من طبق راهنمایی دوستان عمل کردم اما تنها امیدمم رفت
کارمم از دست دادم
و کلا وضعیت روحیم افتضاحه
منیکه اعتماد بنفسم صفر بود الان منگم
باورم نمیشه
مگه من چیکار کردم که تاوان میدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)