نقل قول نوشته اصلی توسط m.reza91 نمایش پست ها
سلام
چه خوبه یه همچین خواهری هستین؛ آفرین.
پسرا تو این سن بیشتر دوست دارند بهشون اعتماد بشه، مسئولیت داده بشه(نه دستور). خیلی نیازی به همدلی و همراهی نیست! در واقع همراهی کردن باهاشون همون قبول کردن اینه که بزرگ شدن.
در خصوص فاصله گرفتن تو خیابون؛ بالاخره رفتار پدرتون بی تاثیر نیست.همین طور تا حدی میخواد بگه من دیگه بچه نیستم که با بزرگنرم اونم از نوع زن (طیق الگوی فکری پدرش؛ این نظر من نیست) بخوام بیرون برم که مواظبم باشه.
نشون ندید که نگرانشید؛ بلکه اینقدر قبولش دارید که نگرانش نمیشید.
یه مقدار که به غرورش احترام بذارید و اجازه بدین بزرگ شدنو احساس کنه اونوقت نیازی نداره که تو خیابون ازتون فاصله بگیره که ثابت کنه بزرگ شده.
سلام. لطف دارین و ممنونم که پیام دادین
من خیلی بهش اعتماد دارم (به شخصه). حتی برادرامم که بلاخره بیشتر از من متوجه موضوع هستن میگن نسبت به شیطونی هاییی که پسرا میکنن خیلی عاقلانه رفتار می کنه.
ببخشید من متوجه منظورتون شدم به جز یه مورد. این تفاوت مسئولیت دادن و دستور دادن رو من واقعا متوجه نمیشم. اصولا وظایفش رو با لحن آروم میگم ولی متاسفانه اصلا محل نمیذاره و باید چندین بار تکرار بشه. به حالت دستوری هم بگم یا بگو مگو میشه یا من میشم دیو دو سر!
اینکه تاثیر پدرم روش زیاده رو کاملا قبول دارم.
یه مورد دیگه اینکه چجوری از خونه بکشمش بیرون؟ به نظرتون چه ترفندی جواب میده؟

خیلی خیلی ممنون