با سلام
انتقال این مفاهیم به همسرتان نیاز به مهارتهای ارتباطی دارد.
نق زدن و قهر کردن و سرکوب کردن و از درون ناراحت شدن و عصبانی شدن و غصه خوردن راهش نیست.
شما باید ضمن توصیف دقیق اتفاقی که می افتد و خلاصه بدون محکوم کردن ایشان احساس خود را ساده بیان کنید. و روی آن مستمر تاکید کنید. بدون درگیری و ناراحتی
مثال:
عزیزم وقتی تو هنگامی که ما دو پذیرای مهمان هستیم، ناگهان تصمیم به خروج از منزل برای رفتن نزد دوستانت می گیری من احساس غم یا تنهایی می کنم.
یا
همسرم من درک می کنم که تو هم گاهی خسته ای و تمایل به تفریح داری. اما دوست دارم در کنار این ها ، برنامه ای برای تفریح دو نفره خود در هر هفته داشته باشیم.
پس از مدتی که به این روش پافشاری کردی مثلا 3 ماه تا 6 ماه کم کم نتیجه می گیری .
در انتها:
(در صورتیکه مکرر باز هم تکرار شد)
عزیزم از اینکه نیازهای عاطفی ام را می گویم و اینکه تمایل دارم با هم ، هم تفریح برویم و شما در این رابطه اقدام نمی کنید، احساس خستگی و افسردگی می کنم.
امکان افسرده شدن دارم و برای رفتن نزد روانشناس یا روانپزشک باید با هم برویم.
فرایند بالا ممکن است نیاز باشد 3 تا 6 ماه طول بکشد. هفته اول و دوم خودت را به افسردگی نزنی
برای آشنایی با مهارتهای ارتباطی به لینک ذیل بروید و همه موارد را تمرین کنید.
مهارتهای ارتباطی
===========
دقت کنید که اگر همسر شما در هفته 1 یا 2 مرتبه تفریح یا ورزش با دوستانش دارد. به تنهایی مشکلی ایجاد نمی کند.
در صورتیکه در کنارش با شما هم ارتباطش وجود داشته باشد.
یعنی ما برای زن و شوهر ارتباط با خانواده یا دوستانشان را منع نمی کنیم. اما باید قانونمند باشد و جای ارتباط بین زن و شوهر در تفریح و سرگرمی را نگیرد بلکه کنار آن باشد.











علاقه مندی ها (Bookmarks)