سلام مجدد،
ببخشید من یه نقدی به نظر خانم مریم و خانم بی نهایت دارم.
شاید از مادربزرگهاتون شنیده باشید که خودشون یا مادرشون تا شب عروسی چشمشون به جمال داماد روشن نشده بود.
رسم نبود که برای خواستگاری یا نامزدی عروس و داماد همدیگه را ببینن و ارتباطی داشته باشند.
اما خود شما در یک خواستگاری سنتی و اسلامی، چندین جلسه داماد را دیدید و نامزدی و عقد و ... مراحل مختلف آشنایی را داشتید. به نظرتون هم هیچ کار خلاف شرع یا عرفی صورت نگرفته. پس قبول دارید که به تدریج ممکنه تغییراتی در عرف پیش بیاد ... مثل همین عرف آشنایی و خواستگاری و ازدواج.
چرا هر دختری تاپیک می زنه سریع بهش می گید قطع ارتباط کن. حرف هم نزن. چند تا بد و بیراه هم اگر شد بهش بگو ...
همه ی پسرها که لولو نیستند. همشون که قصد هوسرانی و سواستفاده و ... ندارند. این خانم سی سالش هست و می گه تا حالا حتی یک خواستگار هم نداشته. چرا نمی گید اگر امکانش هست و می شه این آشنایی را به ازدواج رسوند، راهنماییش کنیم.
چرا فکر می کنید یه خواستگاری به قول شما ساده یه کار بی استرس و عادیه؟ اون هم در کنار استرس تز دکترا و شهریه ی دانشگاه آزاد و دهها استرس دیگه ای که هر جوان امروزی تو زندگیش داره. چرا فکر نمی کنید یه نامزدی ناموفق و طلاق اون آقا رو هم ترسونده و تحملش را پایین آورده. ریسک کمتری می کنه. می خواد با فراق بال و آرامش خیال تصمیم بگیره و خواستگاری بره و ...
این خانم می تونه رابطه اش را در چارچوب مورد قبول خودش و خانواده اش و فرهنگش ( که شاید با من و شما فرق داشته باشه) نگه داره. حواسش به احساساتش و ضربه ی عاطفی و احتمال دروغ گفتن این آقا و غیره باشه، اما یه طوری هم برنامه ریزی کنه که ایشون را به عنوان یه خواستگار مناسب نگه داره. همونقد که توی تاپیکهای طلاق و جدایی با احتیاط نظر می دین و از هم پاشیدن یه خانواده را حتی در حد یه پیام کوچیک، گناه می دونید و احساس مسئولیت می کنید، به هم نرسیدن دو نفر و ازدواج نکردن یه دختر هم اگر حرف شما نقشی درش داشته باشه، می تونه گناه باشه. می تونه مسئولیت داشته باشه.
جمله ی آخر پست این خانم، خود من را هم به شک انداخت و ترسیدم. با خودم گفتم این خانم یا حس کرده منظور اون آقا چیه یا می دونه خودش چقدر در "نه" گفتن و نگه داشتن حد و حریم خودش، ضعیف هست. برای همین بهشون گوشزد کردم که اینجای کار هم دست تو هست. حواست به خودت و کاری که می کنی باشه. اما دیگه بقیه اش با خودشه. اگه یه دختر سی ساله بلد نباشه از خودش و حریمش مراقبت کنه، پس کی می خواد یاد بگیره؟ باید بره تو انباری خونه قایم بشه که کسی به حریمش تجاوز نکنه یا باید یاد بگیره خودش مراقب حریمش باشه؟ خودش حرمت خط قرمزهاش را نگه داره؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)