نقل قول نوشته اصلی توسط dr-samira نمایش پست ها
سلام. سارای عزیز.
مشکل شما نمیشه گفت که قطعا مقصر شما هستی یا اون اقا.... من میتونم بدونم چندسالتون هست (هردوتون؟ )
ببینید طولانی شدن عقد شما باعث شده اون سردتر بشه. چرا این همه طول کشید؟
شما بهتره یکم روی خودتون رفتارتون کار کنید. مثلا کاری کن عطش پیدا کنه برا دیدنت بیرون رفتن باهات. متاسفانه جامعه ما دیگه جای محبت رو با محبت پر نمیکنن... برعکس هرچی دست نیافتنی باشی تو دل بروتری... تو هرچقد بخوای اون بهت زنگ بزنه صب تا شب خبر بده و فلان اولا اون یه مرد هست... ثانیا مردها اصلا حتی گاهی خود ما زنها همینجوریم به کسی جسارت نشه من خودم رو میگم کسی خییلی اطرافم باشه دلمو میزنه برعکس همیشه عاشق کسی میشم که کمی دست نیافتنی باشه...
یکم رو خودت کار کن. اولا سعی کن شاغل شی.. یه جا مشغول به کار بشی که کمی فرصتت کمتر شه برا فکر کردن به جزئیات هرچیزی
...
و دوم همون خودسازی... ببین مثلا یاد بگیر قرار نیست اون صب تا شب بهت خبر بده... کجاست یا جواب بده... ارامش خودت رو حفظ کن... فقط باید یه کاری کنی که اونو بکشی سمت خودت با اصرار نه... با قهر نه با دلخوری و بلاک کردنم نه.... گاهی باش گاهی کم باش... تشنه شه... میاد سمتت. اما یادت بمونه نه اونقدر که فراموش شی.
چون کنارت نداریش حساس شدی... بهت قول میدم اگه برید زیر یه سقف کم کم برات عادی میشه .... تفاوت مرد و زن اینه که مرد منطقی فک میکنه و براش عادیه اما دختر چون احساسی هست و هر لحظه این احساسات فوران میکنه یه چیزایی میخواد ک از عهده مرد بر نمیاد چون مردها حساساتی نیستن.... با خودت کنار بیا.
من چیز زیادی ازتون نمیدونم وگرنه بیشتر توضیح میدادم
من ٢٩ و اون ٣١ ساله،بخاطر ساخت خونه و منتظر موندنمون براي جور شدن شرايط نامزديمون طولاني شد حالا كه خونه تموم شد اينروزها مادر بزرگم فوت شد و باز عروسي موند،منمميدونم هر چي بيشتر حضور داشته باشم ارزشم كمتر ميشه اما من دلم براش بيشتر از اون تنگ ميشه بيشتر ابراز ميكنم بيشتر سرم خلوته چون كار خاصي ندارم!دقيقا منم مشكلم همينه چطور رفتار كنم كه براي بودن با من يا جوياي حالم شدن عطش پيدا كنه؟!چطور وقتي دليل نبودنم رو ميپرسه جوابشو بدم كه ناراحت نشه و نفهمه من بخاطر اينكه اون دنبالم باشه اينطور رفتار ميكنم!