با سلام.
من كار شمارو تأييد يا سرزنش نميكنم. منم تو شرايط شما بودم. وقتي همسرم سرزنشم كرد گفتم مطمئن باش "اون لحظه" اگر ميتونستم تحمل كنم حتما اين كارو ميكردم. خستگى مهمان داري و ورود مهمان ناخونده و تيكه ها و ..... همه با هم كه جمع بشه خوب طبيعتا ادم مخصوصا خانمها كه طبع لطيفتر و حساسي دارن رو كم حوصله ميكنه. ولي من وقتي اين اتفاق برام افتاد البته يه صورت ديگه....چند چيز رو ياد گرفتم.دوست دارم شما هم از اين اتفاق اين چند نكنه رو اويزه گوشت كني و قبل از اينكه تو اين شرايط و شرايط مشابه اين قرار گرفتي به خودت ياد اوري كني.اين هارو در نظر بگير و فكر كن ببين ايا حرف يا رفتاري كه از ايشون يا هر يك از اعضاي خانوادش سر زد ارزش عكس العمل نشون دادن به اين طريق رو داره يا نه مطمئن باش در چطور عكس العمل نشون دادنت تأثير ميزاره .
١-؟حالا ديگه مطمئن شدم با اين رفتارها نه تنها چيزي به دست نميارم و نتيجه مطلوبي نخواهد داشت. برعكس يه چيزي بدهكار شدم.
٢-قصدش به تنگ اوردن خلق شما بود كه دو دستي تقديمشون كردي . يعني اجازه دادي رفتارتو كنترل كنه!
٣تو اين شرايط مسلما چون شما كوچيكتري و عروس خانواده هستي، براى اشتي شما بايد پيش قدم بشي. كه باز اوني نبود كه شما ميخواستي در نهايت اتفاق بيوفته.
٤- اگر شما معذرت خواهي نكني و يك دفعه ايشون پيش قدم بشه براي برگشت روابط به طور عادي، باز هم شما بده كار تر ميشي و بزرگواريه ايشون به بقيه مخصوصا شوهرتون ثابت ميشه و در نتيجه شما كوچكتر !
٥- اين رفتارت به عنوان عروس هميشه در ذهن خانواده شوهر هك ميشه.چون عروسي . دخترشون كه نيستي لاپوشوني كنن.
٦-همونطوري كه مريم خانم فرمودن و از همه مهمتر، اينكه ابشون تغيير نخواهند كرد!
خودتو سردنش نكن. به اين فكر باش كه چطور شرايط رو بهتر كني. ميتوني با يك تماس و معذرت خواهي دل همسرت رو به دست بياري .بهش ببگي درست ميگي حالا كه فكر كردم ديدم اون شب كه خيلي ناراحت شدم متاسفانه نتونستم خودمو كنترل كنم. عزيزم خودم درستش ميكنم. زنگ ميزنم از دلشون در ميارم
اين اتفاق كه افتاد. از اين به بعد پخته تر رفتار كن.
موفق باشي عزيز دلم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)