سلام بر صاحب تاپيک و همه دوستان
آقاي کارار برای شرایطی که شما در اون قرار گرفتید متاسفم ولی اجازه بدید با بخشی از حرفهای شما مخالفت کنم شايد بعضي خانمها باشن که بي دليل با خانواده همسر لج هستن ولي باور کنيد اصلا عمومیت نداره و خیلی از خانمها اتفاقا رابطه صمیمانه هم با خانواده همسر دارن
معمولا مشکل با خانواده شوهر دو دليل عمده داره
يک دليل اون به بدرفتاري بعضي ازخانواده ها برميگرده که به هيچ عنوان عروس رو مثل دختر خودشون نمي بينن و به عنوان يک برده که بايد هميشه از حقوق درجه دومي برخوردار باشه مي بينن. چرا؟به دلایل مختلف
اگر يک مرد باهاش بدرفتاري بشه بهش بي احترامي بشه ، از حقوق درجه دومی برخوردار باشه، آیا بازهم با لبخند با خانواده زن برخورد می کنه، به نظر من بعیده
حالا به خانمها گفته ميشه واکنش نشون نديد
اين باعث ميشه که ناراحتي ها همينطور توي ذهن اين خانم تلنبار بشه
دليل ديگه اين هست که يک مرد از نظر عاطفي همسرش رو اولويت خودش ندونه به عبارتي زن تصور کنه که به اندازه مادرشوهر مورد علاقه همسرش نيست اين هم با طبيعت زنها جور نيست (واقعیت اینه که هر زن یا مردی واقعا نیاز داره نفر اول زندگی همسرش باشه)
يک مرد بايد اين رابطه رو به درستي مديريت کنه
باور کنيد اغلب زنها اگر مطمئن باشن اولويت اول زندگي همسرشون هستن حتي همون کنايه هاي خانواده همسر رو هم احتمالا تحمل مي کنن
مرد بايد مراقب باشه همش از وابستگيهاش به خانوادش حرف نزنه لازمه خودشو حداقل در ظاهر کمي بي تفاوت نشون بده و البته در عين حال قطع رابطه با خانوادش رو هم نپذيره
اگر خانواده مرد رفتار نادرستي با زن داشته باشن مرد در خلوتش با همسرش بگه که درک مي کنه که اون رفتار اون فرد درست نبوده و حتي ازش معذرت هم بخواد و ازش بخواد اون موضوع رو فراموش کنه و به دليل اينکه خانوادش هستن رابطه رو ادامه بده
و اینکه اگر همسر شما با مادر شما رفتار مناسبی نداره بهتره به جای اینکه کینه بگیرید و تحمل کنید شرایط رو، با همسرتون گفتگو کنید و ازش بخواین دلایلش رو توضیح بده
شما گفتید همسرتون نخبه هست یک نخبه احتمالا باید برای هر رفتار یه دلیل داشته باشه
اگر دلیلی که آورد منطقی بود و به دست شما قابل حل بود مشکل رو حل کنید اگر غیر منطقی بود هم سعی کنید قانعش کنید فقط اون وسط باید به نحوی صحبت کنید که همسرتون بفهمه هر کسی دقیقا جایگاه خودش رو داره و قرار نیست مادر شما جایگاه همسر شما رو از نظر عاطفی داشته باشه ولی در عین حال نمی تونید جایگاه مادرتون رو حذف یا کمرنگ کنید
و مورد دیگه اینکه غربت باعث میشه افرادی که از آدم دور هستن خیلی پر اهمیت بشن و کسی که دائم حضور داره حضورش یکنواخت و خسته کننده بشه
شاید الان اگر شما یک سال بود از همسرتون جدا شده بودید و پیش مادرتون بودید می نوشتید که بهترین دوران زندگیتون همون مدتی بوده که با همسرتون زندگی کردید
بهتره از راه گفتگوی منطقی مشکلتون رو حل کنید
از صاحب تاپیک معذرت میخوام که برای یه کاربر دیگه توی تاپیک اون نوشتم
البته چون به نحوی آنالیز مشکل موجود بود به نظرم رسید ایراد نداشته باشه و اگر احیانا اشکال داره مدیران در صورت صلاحدید این پست رو حذف کنن
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
ویرایش توسط فکور : سه شنبه 30 آبان 96 در ساعت 21:20
علاقه مندی ها (Bookmarks)