سلام
ارامش فکری که واقعا ندارم.خیلی در تلاطمم.
خیلی تنهام.قبلا با دوستای صمیمیم خیلی راحت بودم اما الان تمام دوستای صمیمیم و هم سن و سالهام توی فامیل که باهاشون صمیمی بودم ازدواج کردن.
و اونقدر درگیر شوهر و زندگیشون هستن که تا بمن میرسن شروع میکنن به صحبت که دختر سنش بره بالا خواستگار براش نمیاد و از این حرفها..
رابطه ام با پدرم خیلی سرده از بچگی تا به الان خیلی اذیتمون کرده و الان هم بخاطر مسایل پیچیده ای روی ازدواجم هم موثره
من دلم میخواد انتخاب کنم نه اینکه انتخاب بشم.
ضمنا لینک هارد مطالعه کردم ممنون ازت
کاش یک نفر راهی جلوی من میگذاشت انگار اینجا هم کسی قرار نیست به داد من برسه..









علاقه مندی ها (Bookmarks)