در خصوص دروغگوییش خودش خیلی وقتهای میگه نمیدونم چی میشه یهویی دروغ می گم و خودمم خیلی از این قضیه ناراحتم .

اما در خصوص دزدی و آبرو ریزی وحشتناکی که به بار اومده نمیدونم الان من واقعا باید چه عکس العملی نشون بدم . تو این دو روز فقط سرسنگین هستم باهاش
خودش اصلا زیر بار نمیره و میگه تهمته از طرفی برادرم و پدرم دیدنش. حتی چندبار پولی رو علامت گذاشته بودند که بعد بتونن مچش رو بگیرن اما ظاهرا مادرم مانع میشن و میگن به خاطر زندگی من و بچه ام چیزی نگید.

واقعا مستاصل شدم نمیدونم چه رفتاری باید در پیش بگیرم

- - - Updated - - -

خودش خیلی اصرار داره روبه رو کنیم و اینکه اونا مدرکی ندارن.
پدرم مرد فوق العاده صالح و با ایمانی هستند و تا از چیزی کاملا مطمئن نباشه اصلا در موردش صحبت نمیکنه
حالا من موندم اگر روبه رو کنن و پدرم ثابت کنن خوب وضع خیلی بدتر میشه دیگه نه می تونم بمونم نه می تونم به خاطر دخترم برم