دوستای عزیز به راهنماییتون نیاز دارم من چیکارکنم که این شرایط قابل تحمل بشه برام؟
از اینجور زندگی کردن اذیت میشم مادر شوهرم مطلقا هیچ کاری تو خونه انجام نمیده راستش هیچ نیازیم به حضورش تو مغازه نیست اما کلا طوری رفتارمیکنه که انگار باید بره و وقتی برمیگرده حتی یه چاییم نمیریزه دقیقا مثل مردای قدیم که ازسرکارمیومدن فقط مینشستن که ازشون پذیرایی بشه!!!!!!!
بعدم مدام غر میزنه و اخم میکنه که چرا غذا آماده نیست و... یه شب ما بیرون بودیم دیراومدیم مادرشوهرم به خواهرشوهرم زنگ زد چرا نیومدین؟؟؟کی شام بپزه؟حالا مغازشون دقیقا روبروی خونس و خیلی راحت میتونست برگرده!!
کافیه یه لحظه بریم تواتاق باهمسرم حرف بزنیم صدبار صدا میزنه،جایی بریم مهمونی منو همسرم برگردیم اخم و تخم میکنه،انتظار داره من وظایفشو تو خونه به عهده بگیرم که راستش دیگه منم کاراشونمیکنم درسته بدخلقی میکنه و اذیت میشم و خودخوری میکنم اما بهترازینه که هم کلفتی کنم و هم خودخوری،تکلیفم واسه رفتن به خونمون معلوم نیس و من دارم کم میارم