دوست عزیز چرا اینقدر راحت در مورد طلاق و جدایی با وجود داشتن یه فرزند نازنین صجبت می کنین؟
طلاق و جدایی به نظر من باید اخرین راه باشه تا اگرم اتفاق افتاد قابل قبول تر باشه و ظرفیت پذیرشش بالاتر بره..دوست عزیز من یه چشمه از زندگیم برات میگم و با وجود این همه مشکل طلاق رو گذاشتم برای اخرین راه که اونموقع اگه اتفاق افتاد حسرت اینو نخورم که کاش میموندم و شاید میشد درست بشه و خیلی شاید ها و حسرت های دیگه..
من با تمام مشکلاتی که قبلا اینجا مطرحش کرده بودم به یقین رسیدم که همسرم معتاد شده..فکر کن همسره گیر کرده در دام اعتیاد، بیکار و طبیعتا به خاطر مصرفش عصبی پرخاشگر بی مسئولیت و ....همچنان در انکار یعنی هرچی میخام کمکش کنم که برگرده اصلا تو انکاره که من کاری نکردم...تنها دلیل صبوریم و حفظ ارامشم دخترمه ...فقط از خدا میخام به خاطر این طفل معصوم باباش رو کمک کنه و خودش برگرده..با وجودیکه من دارم به طور غیر مستقیم برای بهبودی خودش و ارامش خودم کارایی میکنم ولی بشدت عاجزم و خسته ولی باز ته دلم میگه همه راها رو برو اگر نشد به جدایی فکر کن..شما هم این طوری فکر کنی و بری جلو بهتره برات به نظرم