سلام، من فكر ميكنم بين كلي گزينه اي كه براي برون رفت از اين مشكل داشتين هيچ كدوم رو انتخاب نكردين.
به طوريكه اگر اون خانوم در جواب شما ميگفت منم از شما بدم نمياد، بسيار مطلوب شما بود.
به نظر من اگر واقعا قصدتون جديه براي خيانت نكردن و مطمئن هستيد كه ميتونيد به همسر و فرزند آينده خودتون متعهد بمونيد، استارت اين پيشيموني رو از ذهنتون بزنيد.
اول سعي كنيد قبول كنيد اون عشق نبوده بلكه از نفس شما سرچشمه گرفته.
اگر قلبا احساس پشيموني كردين، تازه شايد بتونيد گذشته رو به سختي جبران كنيد.
الان چيزي كه هست زندگي اون خانوم رو بهم ريختين و فكر اش رو مشغول كردين. نگاهش به زندگي و مردان ديگه رو تغيير دادين. اگر به همسرش بگه، قطعا تنها چيزي كه ميتونه به شما كمك كنه پيشموني قلبي شما و اينكه بتونيد اونو به ديگران القا كنيد.
از مشاور حتما و حتما كمك بگيريد.
اگر احساس بدي داريد كه با دوستتون درميون بگذاره و يا با توجه به شناختي كه از آنها داريد مطمئن هستيد كه ميگه، بايد به فكر يه چاره باشيد.
مثلا كمك گرفتن از يك شخص معتمد و بزرگ كه بره با زن دوستتون صحبت كنه و بهش بگه اين قضيه شيطاني تموم شده. هم خيال اونو راحت كنه و هم شما رو.
تو اين بين سعي كنيد به همسرتون بيشتر محبت كنيد و عشق بورزيد و يه جوري بهش عنوان كنيد حالتون خوب نيست و به محبتش بيش از پيش نياز داريد.
البته باز تاكيد ميكنم پشيموني قلبي شما بايد در ابتدا و نقطه آغاز هر كاري قرار بگيره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
----------------------








علاقه مندی ها (Bookmarks)