سلام.
دیشب همسرم خودش امدودر مورد اون قضیه باهام حرف زد راستش من در مورد مسائل اداری وبانکی زیاد سر در نمیارم همش الکی میگفتم بله .میفهمم.اکی.اره بابا.درسته.اوهوم.ولی چشام که دروغ نمیگه قشنگ معلوم بود زیاد متوجه نمیشم برا همین هی وسط حرفاش میگفت آنی میفهمی دیگه
خلاصه اینجور دستگیرم شد که کار باباش نبوده وتصمیم بانک براین بوده واون ۱۰۵ دانگ من محفوظه وبه محض اینکه از رهن بانک خارج بشه به نامم میزنه ولی خوب ممکنه چند سال طول بکشه.که البته اصلا مهم نیست برام بیشتر از این داشتم حرص میخوردم که چرا باباش به خودش اجازه داده همچین دخالتی بکنه.
اقاامید نصیحت دوستانه تون برام خیلی مقبول بود وکاملا قبولش دارم هرچند خودمم به این حرف شما ایمان دارم ولی خوب شنیدنش از زبان کس دیگه قلب ادم رو قرص تر میکنه.
شاپرک عزیزاز شما هم ممنونم ولی شما متوجه نشدی چی گفتم این ملک خریداری شده توسط همسرم هست وپدر شوهرم هیچ مبلغی هزینه نکرده وفقط کارهای بانکی واداریش رو انجام داده پس ایشون حق دخالت نداره وقضیه پیشکشی واین حرفانیست.من هیچ مشارکت مالی نداشتم اما برای اینکه همسرم بتونه راحت بره سرکار وخیالش بابت خونه وبچه راحت باشه از کار دولتیه بسیار خوبم استعفا دادم تا خلا ایشون رو در زندگی جبران کنم وهمسرم هم هر وقت که حرفش میشه هزاربار ازم تشکر میکنه ومنم میگم برام خیلی سخته ولی بخاطر تو هرچیزی رو میتونم تحمل کنم.خلاصه اینجوری.خدایا اخرعاقبت همه مون روختم به خیر کن