یکم در هم نوشتین،انگار ذهنتون شلوغ پلوغه.
ببینین به نظرم کمی خشن هستین و من که اینجا تاپیک شما رو خوندم از اون تیکه دعوا ترسیدم و اول از همه مدیریت خشم و احساسات منفی برای شما خیلی لازمه.
احتمال زیاد خواهر نداشتین.معمولا پسرهایی که خواهر ندارن و یا تو محیطهای مردونه بزرگ میشن معمولا تو ابراز احساسات کمی مشکل دارن.
اول از همه روی خشمتون و مهارش کار کنین چون خانوما از خشونت خوششون نمیاد و مثلا من خودم از آدم خشن احساس خوبی نمیگیرم حالا چه زنش یا چه مردش.
برای ابراز احساسات باید اول وجودمون پر از مهر باشه. و حس دوست داشتن رو اول از همه واسه خودمون داشته باشیم و با خودمون در صلح و صفا باشیم.
میدونین من برداشتم اینه که یه رگ و ریشه هایی از گذشته هنوز شما رو ول نکرده و هنوزم خاطرات ناخوشایند کودکی یادتون مونده. یه خشم سرکوب شده.
من مهر و محبت رو مثل گل پیچک میدونم تو وجود همه هست ولی خشم و احساسات منفی مثل بدبینی کینه بغض و غیره مثل یک علف هرز به دور این گل میپیچند و نمیذارن گل به اوج زیبایی خودش برسه.
تو خودتون بررسی کنین ببینین وقتی که میخواین ابراز احساسات کنین اولین واکنشتون چیه؟ اولین ندای درونیتون چیه؟چه عاملی هست که بازدارنده هست؟ پرونده عاطفی قبلی چقدر ذهن شما رو به خودش مشغول کرده؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)