سلام خندون عزیز، ممنون از اظهار نظرت
احساسات نمیزارن درست فکر کنمیکم در هم نوشتین،انگار ذهنتون شلوغ پلوغه.
من اصلا خشن نیستم، نوازندگی 2 تا آلت موسیقی رو بلدم، یکی از تفریحام طبیعت گردی و گوش کردن به صدای پرنده هاست، دقیقآ سه شنبه هفته پیش استادم سرم داد میزد که چرا حریفام رو نوازش می کنم و جدی نمی زنمشون، تو اون قضیه اون طرف با سلاح سرد به مرگ تهدیدم کرد و منم خواستم درسی بهش بدم که تا زمان مرگ سوز سیلیش تو گوشش بمونه، عامل مسبب این رویارویی همین مسایل بودببینین به نظرم کمی خشن هستین و من که اینجا تاپیک شما رو خوندم از اون تیکه دعوا ترسیدم
من راحت گریه می کنم، به سخت ترین و مغرورترین دخترها هم راحت اگه ازشون خوشم بیاد ابراز علاقه می کنم و از رد شدن ابایی ندارماحتمال زیاد خواهر نداشتین.معمولا پسرهایی که خواهر ندارن و یا تو محیطهای مردونه بزرگ میشن معمولا تو ابراز احساسات کمی مشکل دارن.
.برای ابراز احساسات باید اول وجودمون پر از مهر باشه. و حس دوست داشتن رو اول از همه واسه خودمون داشته باشیم و با خودمون در صلح و صفا باشیم
بله می دونم، کسی که خودش رو دوست نداشته باشه چطور دیگری رو دوست داشته باشه! به قول یه مثل آفریقایی شک کن به عریانی که لباس پیشکش می کنه
من از گذشتم آزادم، همه رو بخشیدم، به خودم افتخار می کنم که اون شرایط وحشتناک رو پشت سر گذاشتم، به خودم اعتماد و ایمان دارممیدونین من برداشتم اینه که یه رگ و ریشه هایی از گذشته هنوز شما رو ول نکرده و هنوزم خاطرات ناخوشایند کودکی یادتون مونده. یه خشم سرکوب شده.
من فکر می کنم بد توضیح دادم به خاطر خلاصه وار گفتن، یکی از علتای اینکه من راحت با جنس مخالف تعامل می کنم از قول دوستام خوشرویی و محبت، یا مثلا به یه موسسه کمک مالی می کنم، بچه های اونجا به من لقب مرد مهربان رو دادن گرچه که ظاهرم(فیزیک) خیلی از اوقات رزمی کارای غریبه رو هم می ترسونه، صادقانه میگم که خشن ترین ورزشکارا که وحشیانه مبارزه می کنند با من با لبخند و دوستی تمرین می کنندمن مهر و محبت رو مثل گل پیچک میدونم تو وجود همه هست ولی خشم و احساسات منفی مثل بدبینی کینه بغض و غیره مثل یک علف هرز به دور این گل میپیچند و نمیذارن گل به اوج زیبایی خودش برسه.
تو خودتون بررسی کنین ببینین وقتی که میخواین ابراز احساسات کنین اولین واکنشتون چیه؟ اولین ندای درونیتون چیه؟چه عاملی هست که بازدارنده هست؟ پرونده عاطفی قبلی چقدر ذهن شما رو به خودش مشغول کرده؟
سلام امید عزیز، چرا انقدر تقابل و جبهه گیری
دوست عزیز زندگی که فقط یک بعد نیست، شما که از موفقیت ها و پویایی زندگی من خبری نداری که به سادگی من قضاوت می کنید، مگه زندگی فقط یک بعد؟! صفر یا 100 فکر نکن، انسان رو سیاه یا سفید نبین؟! شاید یه انسان تو یه زمینه ای خیلی سیاه باشه ولی همین آدم تو بعد دیگه پر از کمالات باشه، هر انسانی جوهره ای از خدا در وجودش چرا اینجوری برخورد می کنی؟! حتی تو گودال لجنی هم لمحه ای از زیبایی ماه پیداستهدفتون از زندگی چیه؟؟؟؟
بالاخره انسان باید یکجایی هدفشو مشخص کنه
دوست عزیز شما که از شرایط من خبری نداری، اگه یه زن زیبا بهت پیشنهاد جنسی داد و قبول نکردی اون وقت من میگم که تو یقین داری، لطفا شعار نده چون من تو همین تاپیک می تونم افرادی رو نام ببرم که همفکر شمان و 1000 برابر بهتر و جامع تر از شما حرف می زدن برای مخاطباشون ولی از ریا و رسوایی هاشون حالت تهوع به آدم دست میده، برادر من که گفتم اشتباهم رو پذیرفتم، چرا به جای راهکار شعار میدی؟!! برادر چشمات باز کن شعارای همفکرای شما ببین چه بر سر این جامعه آورده، تو رو خدا با چشمای خودت دنیا رو ببیندوست دارید فردی بشوید که کارش رفع کردن نیاز های خانم هاست ؟؟؟اره واقعا؟؟؟
به ایندش فکر کردید؟؟ به اینکه شاید یکی از این خانم ها مریض باشند؟؟
من کاری به دینتون ندارم ولی انسان اگر فقط خدا رو قبول داشته باشه باید برای هر عملی جلوی خداوند پاسخگو باشد
واقعا فکر کردید ادما به وجود میان فقط برا رفع غرایض پس فرق ما با حیوان در چیست؟؟؟
اخه اونا هم همینن میخورن میخوابن تولید نسل میکنند البته گفتن که عبادت هم میکنند
و اخر اینجور زندگی پوچیه چون هیچکسی نمیگه خدا اون گربه پشمالو رو رحمت کنه اصلا یادشون نمیاد
دوست خوب من اینده من و شما هم اگر اینجور باشیم همینه
حلقه گمشده ی اینجا کجاست؟؟؟
ایا انسانیت ما نیست؟؟
انسانیت که زیبایی میبخشه به انسان
ازادگی حتی اگر دین درستی نداری
اتفاقا من به خاطر انسانیت 48 ساعت کات کردم چون توانایی خیلی از کارها رو داشتم و دارم و نکردم، من اشتباهاتم رو می پذیرم و واقعا هم تکرار نکردم ولی ضعف دارم، دارم صادقانه از ضعفای شخصیتیم حرف می زنم شاید من وقیح بدونی ولی اینجور در موردم فکر نکن، برنامه عملی ارائه وگرنه با شعار دادن و گفتن اینکه انسان باید خوب باشه دهن هم شیرین نمیشهایا انسانیت قبول میکنه که شما هر روز با احساسات دیگران و مخصوصا خانواده های اینجور ادما که خدا میدونه به قلبشون چی میگزره وقتی یه مدت با شمان بازی کنید بعدشم ولشون کنید
ببخش اگه لحنم در ظاهر تند بود ولی لازم بود
بسترزدایی راه حل خوبی ولی از کار و زندگی میوفتم








علاقه مندی ها (Bookmarks)