از طرفی خب من هر چی تو خلوتم فکر میکنم مبینم به ایشون حسی ندارم یعنی تلفنی حرف میزدیم خوشم میومد اما وقتی از نزدیک میدیدمشون نه. نه که بدقیافه باشن ها.. نه ولی خب نمیدونم چه کار کنم به دلم نیست
اگه خوشتون نیومده که خب تکلیف روشنه. ازدواج یه امر دوطرفه است. اصرار های ایشونم میتونه باعث بشه شما احساساتی بشید و برخلاف میلتون عمل کنید.
ولی با توجه به اینکه احتمالا خواستگارای زیادی رو رد کردین، دلیلش واقعا همینه که به دلتون نمیشینن؟؛ مثلا ترسی یا نگرانی از ازدواج ندارید؟ یه واکنش به عدم تغییر مثلا؛ اونم تغییری مثل ازدواج که با مسئولیت زیادی همراهه؟ به این خوب فکر کنید.
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
علاقه مندی ها (Bookmarks)