سلام جناب مدیر
حالتون خوبه؟
بریم سر اصل مطلب
1. تا حالا شده قوانین همدردی رو نقض کنید؟
2. تو صف خودپرداز ایستادین و نوبت بعدی مال شماست یه نفر همین طور خودشو میذاره جلوی شما و کارتشو میبره سمت دستگاه که عملیات انجام بده، چیکار میکنید؟ نظرتون در مورد اون شخص چیه؟
3. سر مساله ای با کسی دعوا میکنید بعد میبینید مساله اونقدرها هم حاد نبوده و میشد با گفتگو حلش کرد، حالا دعوا رو ادامه میدید و میگید آب ریخته رو نمیشه جمع کرد یا اینکه برمیگردید و مساله رو با گفتگو حل میکنید؟ در واقعیت همچین چیزی براتون اتفاق افتاده؟ اگه بله و دوست داشتین، برامون توضیح بدید.
4. اگه مجبور بشید بچه ی کوچیکتونو (سنش حدود 6 سال فرضا، دقیقا سن بچه(ها)تونو نمیدونم) ببرید دفتر کارتون، و در حین ملاقات با یک مراجع اونجا رو بهم بریزه ؛ چیکار میکنید؟
5. اگه روانشناس نمیشدین چه کار دیگه ای رو دوست داشتید انجام بدید؟
6. چه چیزی بیشتر از همه تو زندگیتون باعث رنجتون شده؟
7. دفعه ی پیش که گفتگوی فرضی باهاتون داشتم ( برای دوستانی که نمیدونند: http://www.hamdardi.net/showthread.p...l=1#post400719) نتیجش شد تکمیل ماده 15 ( http://www.hamdardi.net/showthread.p...l=1#post401333 ) ، اینبار که واقعیه، قرار چه اتفاقی بیافته؟ ابطال و بازنویسی قوانین همدردی یا بستن سایت!؟ ولی واقعا چرا یک سال طول کشید تا ماده ی 15 رو تکمیل کنید؟ یادتون رفته بود؟
حالا بماند که این پست منم...
8. اگه بخواید خودتونو خوشحال کنید چیکار میکنید؟
9. وَ أَوفُوا بِالعَهدِ إنَّ العَهدَ كانَ مَسئُولـاً
نظرتون در مورد این آیه چیه؟ فکر میکنید چنددرصد روابط زندگیتون بر مبنای این آیه هست؟
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
ویرایش توسط m.reza91 : یکشنبه 29 بهمن 96 در ساعت 00:53
علاقه مندی ها (Bookmarks)