به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 88

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 آبان 97 [ 18:56]
    تاریخ عضویت
    1395-7-29
    نوشته ها
    594
    امتیاز
    9,965
    سطح
    66
    Points: 9,965, Level: 66
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    646

    تشکرشده 951 در 409 پست

    Rep Power
    116
    Array
    سلام

    درباره اعتیاد و مسائل دیگه قبلا بهتون هرچی که باید رو گفتیم و تکرارش بیهوده است. فقط یه نکته در مورد وضعیت جدید ایشون یعنی بیکاری شان وجود داره
    اینطور پیش بره و ایشون بیکار و معتاد باقی بمونند دیر یا زود ذخیره پول نقدشون تموم میشه. بعدش یا باید قرض کنند، یا وسایل خانه رو بفروشند یا .... اخلاق شون هم به همان نسبت بدتر خواهد شد.

    شما دقیقا می دونید که همسر شما خودش مایل نیست سر کار قبلیش یا کار جدید بره یا اینکه اون ها ایشون رو به دلیل اعتیادش نمی خواهند؟ خیلی فرق میکنه.

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 28 مهر 97 [ 03:27]
    تاریخ عضویت
    1394-7-04
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    4,003
    سطح
    40
    Points: 4,003, Level: 40
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 58 در 44 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    سلام

    درباره اعتیاد و مسائل دیگه قبلا بهتون هرچی که باید رو گفتیم و تکرارش بیهوده است. فقط یه نکته در مورد وضعیت جدید ایشون یعنی بیکاری شان وجود داره
    اینطور پیش بره و ایشون بیکار و معتاد باقی بمونند دیر یا زود ذخیره پول نقدشون تموم میشه. بعدش یا باید قرض کنند، یا وسایل خانه رو بفروشند یا .... اخلاق شون هم به همان نسبت بدتر خواهد شد.

    شما دقیقا می دونید که همسر شما خودش مایل نیست سر کار قبلیش یا کار جدید بره یا اینکه اون ها ایشون رو به دلیل اعتیادش نمی خواهند؟ خیلی فرق میکنه.
    سلام
    بله گفتید منم بهش گفتم باید بره کمپ و.....ولی زیر بار نمیره که هنوز مصرف میکنه
    الان زیر دین خانوادشه ذخیره پول هم نداره حتی ۱۰۰۰تومن جدیدن هم همش میگه نداریم مثلا امروز گفتم کرم مو میخوام میخوام برم بازار با مامانم هوام عوض بشه گفت نه بعد باهم میریم گفتم بعد تو ۳سال دیگس بزار برم گفت ۳سال دیگه باشه فعلا پول نداریم کرم مو بخری حالا ۲۰تومن بیشار نیست دیگه بش گفتم باشه نمیرم بازار ولی ببرم پیش مامانم تنها اینجا خسته شدم گفت برو گفتم خودت ببرم گفت باشه
    اخلاقشم که بدتر وبدتر میشه درست گفتید ولی خودشم تکون نمیخوره مثلا بره آژانس کار کنه یا بره شرکت های کاریابی بسپاره میگه اونا مگه چقدر حقوق میدن میگم خو بهتره بیگاریه فعلا برو تا دکل دوباره راه بیفته که بری سر کار قبلیت
    بله مطمئنم چون با همکارش که خیلی باشخصیته و رده بالاتر از هپسرمه برخورد داشتم اون گه گردن کلفت اونجا هم بوده بیرون کردن به همسرمم پیشنهاد شد کار کنه اومجا دوباره ولی با حقوق پایین و سمت پایین تر که گفت نمیرم مگر لحظه اخر مجبور بشم
    مسئله اصلی من اعتیادشه که نمیدونم چه تصمیمی بگیرم ؟نمیدونم تا کی بهش زمان بدم ؟نمیدونم جدایی بهتره یا موندن؟ممکنه خوب بشه؟یا من باید عمرمو بزارم و جوونیم رو که ایا خوب بشه ایا نشه رویاهام چی میشن
    بنظرتون چکار کنم؟؟دین مشاوره های بیرون هم فقط میگن طلاق نگیر و از طلاق وحشت میندازن تو وجودم دیگه به عقلم نمیرسه چکار کنم و چی درسته و چی غلط
    من میدونم به گفته دوستان باید خودمو بسازم و بخودم ارزش بدم و...اما منظور من این میست من میگم اعتیادش چی؟باشه من رو خودم کار میکنم ما زندگیم چی میشه؟تکلیف من چی میشه؟همیشه قراره با این ترس زندگی کنم؟قراره بمونم و بسوزم و طلاق نگیرم و بچه هامم بشن بچه یه معتاد که مجبورم سرشون رو توجامعا بندازن پایین؟؟جواب اینارو مغزم نمیده بهم شما ها که حارج گود هستید بهم بگید تهه چنیم زندگیایی چی میشه؟میشم مثل مادرم؟باز پدرم تریاکه اونم چند سالی ترک کرد و خوب شد دوباره الان برگشته
    به پدرم میگم میگه خو مصرف کنه مگه چه اشکال داره همین که تو تامینی بسه و فلان از ترس اینکه من طلاق نگیرم حتی اگه شوهرم جلوچشمش کتکمم بزنه چشاشو میبنده حتی میترسه من یه شب بمونم اکنجا تا میخوام بمونم میگه بابا شب برو خونه خودت و از این حرفا میگه وقتی عهد بستی و ازدواج کردی باید اگه تیکه تیکتم کرد فکر طلاق نباشی و بمونی ولی مگه میشه؟؟
    دوست عزیز من به این زندگی راضی نیستم که بگم چون کتکم نمیزنه خیلی خوبه و دیگه مشکلی ندارم من دارم سعی میکنم نکات مثبت شده ریز میدا کنم که ببتونم مبونم وگرنه دووم نمیارم و خودمم میدونم این زندگی ایده ال نیست وقتی طربم نه اخلاق.نه کار.نه پول.نه شخصیت.نه حتی تیپ درست حسابی.خانواده خوب.استقلال مالی و...نداره دیگه دلخوش چی بشم؟؟وقتی جایی باهاش میرم خجالت میکشم که دوکلام بلد نیست حرف بزنه یا بددهنه و پرخاشگر یا همه جا با دمپایی میاد و من دقیقا نقطع مقابل و برعکس اونم خودم همه اینارو میدونم
    ولی سعی کردم مثبت اندیشی کنم و ارتعاش خوب بفرستم ولی جواب نمیده
    از وقتی که گفتید خودت رو بساز دارم رو خودم کار میکنم حتی میرم جلو آیینه و میگم تو خوشکلترین و زیباترینی تو خوشتیپی تو خیلی هنرمندی که تونستی این زندگی رو نگه داری تا میخوام ناامید بشم دوباره بخودم میگم نه تو خدارو داری به اون توکل کردی مطمئنن کمکت میکنه
    کارهایی که بهم انرژی خوب میدن و دوس دارم انجام میدن مثلا همین میز شب سالگرد چیدن ولی با تو ذوقی خوردن مواجه میشم اما بازم به راهم ادامه میدم
    الان اونو یجورایی و خانوادش رو در حد خودم نمیبینم میگم کاش اونموقع عقل الانم رو داشتم مطمئنن بهترین رو انتخاب میکردم دوست دارم درسم رو ادامه بدم همسرم انگار پیشرفت منو دوس نداره جون همش میگه تو مغروری بخودت و خیلی بخودت مینازی یبار گفت تو خودتی و یه لیسانس که هی بش مینازی دیگه هیچی نداری و اینو میددنم چون خودش سرتاپاضعفه میخواد منم خورد کنه اما من با حرفاش بیشتر اعتماد بنفس میگیرم البته اینم بگم که همچین چیزی رو تو دوران قهرم گفت بعدشم پشیمون شد و همیشه خودش میگه تو عروسک منی تو هیچی کم نداری و از سرمم زیادی یا ناخن کوچیکه کل فامیلمم نمیشی
    اما دیگه نمیخوام خودمو شخصیتمو وابسته به حرف و رفتار کسی کنم
    دیشب مادرشوهرم بااینکه کلی تیکه انداخت و حرف زد کلی باورتون نمیشه اصلاااا برام مهم نبود حتی دیگه شکایت نکردم که مادرت اینو گفت و فلان سعی کردم بخودم خوش بگذرونم و بگم بخندم و واصلا حتی بهش فکر هم نکردم ارامشم بیشتره اینجوری
    ولی من منظورم این چیزا نیستن من میگم تصمیم عاقلانه تو این زندگی چیه؟؟موندن و ساختن تا اخر عمر؟؟که شاااید یروز خوب بشه؟یا رفتن و نجات دادن خودم و ساختن اینده بهتر؟نمیخوام تصمیمی که الان میگیرم باعث بشه بعد ها پشیمون بشم میخوام به تصمیمم افتخار کنم


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فقط یک هفته فرصت دارم یه رابطه یکساله رو فراموش کنم.اما ...
    توسط خوشبختی در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 آبان 92, 19:44
  2. بافرصت کم چطوردرس بخونم
    توسط roseflower در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 آذر 91, 14:05
  3. شوهرم فرصت جبران اشتباه به من نمی دهد!
    توسط nazanin_60 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 بهمن 90, 10:52
  4. اگر امسال آخرین فرصت باشه؟
    توسط یک زن امیدوار در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 03 دی 90, 12:02
  5. فرصت
    توسط zeinab در انجمن سخنان نغز و جملات قصار بزرگان
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 27 بهمن 86, 23:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.