با سلام
دلایل مختلفی بود مثل:
- به خاطر تقویت کردن حس مدارا و انعطاف پذیری. چرا که چون معمولا بنده در تاپیک های حاشیه ای فعالیت نداشته یا کم دارم و پیشنهادها و انتظاراتی هست خواستم همراهی داشته باشم.
- از طرف دیگر متوجه شدم گاهی بعضی کاربران کنجکاوی و تاثیر پذیری بیشتری از خصوصیات فردی یک مشاور دارند.
- مراجعان متوجه می شوند یک مشاور هم مثل خودشون همه مصائب و مشکلات و ضعفها را دارد. فقط به اندازه ای که سعی می کند با آگاهی و مهارت درست برخورد کند نتیجه می گیرد. و این بخش مشترک همه ما آدمهاست.
نه....
البته ممکن هست به خاطر نوع خاصی از مشکل مراجعی مدتی در ذهنم باشد. اما در مقیاس وسیعتر تقریبا فقط ظاهر و شکل مشکلات یه کمی تفاوت می کند. اما خمیر مایه مشکلات خیلی متفاوت نیست.
مثلا قورمه سبزی را در نظر بگیرید. هر کجا بخورید یکه مزه ای می دهد. اما تقریبا محتویات اکثر قورمه سبزی ها شبیه به هم هستند. (قورمه سبزی مثال گرفتم برای مشکلات زندگی)
بله خیلی زیاد
بنده از آغاز مشاوره ام به تخصصی بودن و محدود کردن حوزه مشاوره اعتقاد خاصی دارم که متاسفانه در ایران این تخصصی سازی خیلی کند در دانشگاه ها پیش می رود.
یعنی لازم نیست که یک مشاوره هر مشکلی را شخصا طرح رواندرمانی بدهد و اجرا کند. بلکه اگر تخصصی روی یک زمینه فعالیت کند عمق و اثربخشی اش بیشتر می شود.
بنده مراجعان در حوزه روانشناسی بالینی و روانپزشکی را ارجاع می دهم. همچنین مشاوره شغلی و تحصیلی را هم ارجاع می دهم. درحوزه خانواده کمتر در حوزه تربیت کودک تمرکز می کنم. مگر موردی و راهنمایی های کلی باشد.
اما در خصوص مشاوره خانواده و مشاوره ازدواج انرزی ام را متمرکز کرده ام.
خیلی زیاد برایم مهم هست. با همه وجود و توانایی ام ظاهر می شوم.
اما پیگیری جزء رسالتهای مشاور حرفه ای نیست. در این مورد مددکار ها را داریم.
خیر
خیر
موارد ضعف بسیار زیاد هستند. راهکارهایی هم تدارک دیده ام و طبق آن مشغول هستم.
هر انسانی به خاطر انسان بودن ضعفهایی دارد که باید رها شود و زمینه های رشد و تکاملی دارد که باید به آنها دست یابد.
بنده هم مثل دیگران با ضعفهای بزرگتر نسبت به خودم.
هر چه بیشتر در مورد خود بدانیم حفره های بزرگتری از ضعف را در خودمان خواهیم شناخت و پتانسیل های زیادتری را کشف می کنیم که باید بالقوه شود.
تا وقتی کمتر بدانیم هم ضعفهای کمی می شناسیم و هم توان کمی در خود می بینیم. اما هرچه بیشتر بررسی کنیم ضعفها و پتانسیل های بیشتری می شناسیم.
معلمین، روحانیون، مشاوران و بسیاری از اقشار این موهبت را دارند که ضعفهای بیشتری نسبت به دیگران در خود ببینند. و شاید به خاطر اینست که طبق نظر اسلام افرادی که عالمتر هستند نسبت به دیگران فروتن هستند. (البته دانایی به معنای تحصیلات نیست)
بله در ارتباطات چه با خانواده چه همکاران رنجیدن اجتناب ناپذیر هست.
معمولا با مهارتهایی مثل شفاف سازی، گفتگو، کنترل احساس، گذشت، توقف فکر، و سایر مهارتها سعی در کم کردن رنجش کردم. اما اساس رنجش در رابطه های انسانی نشان از یک ضعف هست. هرچه افراد بیشتر از دیگران می رنجند می توان گفت در این حوزه ضعفشان بیشتر هست.











علاقه مندی ها (Bookmarks)