با سلام و تشکر از شما
مشاور زحمت و مسئولیت را به مراجع می دهد. و مراجع باید برای زندگی بر اساس طرح مشاور و راهکار او قبول زحمت کند، قبول مسئولیت کند و هزینه ساخت زندگی را طی سالها بدوش بکشد و این کاربرای مراجع سخت هست. لذا استقبال از مشاور به این مفهوم کمتر هست.
اما رمال بنده خدا همه زحمات مراجع را به دوش می کشد، فقط کافی هست مراجع به او پول بدهد و او همه چیز را به سامان کند!!!!!!
بله. الحمدالله با برکت هست.
البته که تغییرات زیادی داشته است. البته بیشترین تغییرات در زمینه عملی رفتار هست تا فکر.
نسبت به گذشته ارتباطات و حفظ آنها و کیفیت آنها برایم با ارزش تر شده و انرژی بیشتری به آنها تخصیص می دهم. در زمینه شغلی ام پر امیدتر و واقع بین تر گردیده ام.
نه آنقدر خنده دار که الان حضور ذهن داشته باشم.
بدون در نظر گرفتن هزینه مسکن، 2 میلیون تومان
آنقدر قربونش می رم و باش صمیمی می شوم که هم صحبت خوبی بشویم.
بعد سعی می کنم با مشورت و خلاقیت راهی میانه و منعطفانه بیابم تا ضمن اینکه من کارم را حفظ می کنم به پدرم هم به سرو سامان دادن کارهایش کمک کنم. مثل کمک گرفتن از برادر یا دوست یا شریک یا ......
این فرضیات اولیه جزء منش بنده نیست.
اما اگر این فرض محال را فرض کنیم. سعی می کنم با گفتگو و توضیح دقیق به آنها کمک کنم به شرایط کاری بهتر برگردند و کمک کنم آنها هم در کنار من رشد کنند.
غالبا ما با روشهای تک روی و متمایز کردن خود زمینه رشد خود و البته حسد دیگران را بر می انگیزیم. اما در بسیاری موارد با پیشنهاد طرحها رشد دهند و همکاری با دیگران به طور سازمانی و جمعی رشد فراهم می شود.
بد
چون کوتاه مدت و از یک زاویه ممکن است کار جلو رود، اما چون دیگران از ته دل با آن کار نیستند. معدل و میانگین کار به مرور کاهش می یابد.
زن و شوهری بودند که در زمانی که عقدکرده بودند (هنوز عروسی نکرده بودند) درگیر شده بودند و برای طلاق دادگاه رفته بودند. دادگاه ارجاع جهت مشاوره داده بود.
مشکلی که آن دو را تا مرز طلاق برده بود این بود:
آقا به خانم گفته بود من وقتی خانه شما می آیم و میهمان هستم قاشق غذاخوری که می آوری دوست دارم بزرگ باشد (من تا آن موقع نمی دانستم که قاش غذا خوری هم سایز بزرگ و کوچک دارد)، خانم هم یا بی توجهی می کرد یا لجبازی می کرد و گاهی قاشق سایز کوچک می آورد. لذا آقا به این نتیجه رسیده بود که خانم او را دوست ندارد و برای او ارزشی قایل نیست. خانم هم دقیقا همین فکر را درمورد همسرش می کرد. البته این از نظر من که مشاور بودم خنده دار نبود. (چون بنده ریشه هایش را هم می دیدم.)، اما برای خانواده هایشان، دادگاه و دیگران بسیار خنده دار به نظر می رسید.
واقعا این جواب مطلق ندارد. خیلی متغیرها تاثیر دارد. اما برایند متغیرها که جمعبندی شود غالبا و در مواقع بسیاری وقتی خانه دار باشد خانواده استحکام بیشتری پیدا می کند.













علاقه مندی ها (Bookmarks)