متوجه منظورتون شدم ممنون.
نه منظورم اینه که اگر عصبانیت به نهاد کودک مربوطه خب من که خیلی عصبانی میشم یعنی کودکم از کار نیفتاده دیگه.
شور و خلاقیت هم دارم. فقط یه سری از این علائم رو دارم. همش نیست.
مهرطلب چیه؟ یعنی از کسی بخوام هی بهم مهر و محبت کنه؟ نه اصلا از زنمم انتظار ندارم بهم بگه دوستم داره. فقط انتظار احترام و حرف شنوی دارم.
دیگه تمام امراض روحی روانی رو که بعیده با هم داشته باشم!
به هر قیمتی هم نمیخوام دیگران رو راضی نگه دارم. ولی خوشحالی کسانی که دوستشون دارم برام مهمه و به صورت عمومی هم کسی که باهاش خصومتی پیدا نکردم رو نمیخوام ناراحت کنم. اینا فکر میکنم یه چیزهای بدیهی و انسانی باشه و نشانه هیچ مشکل و بیماری ای نیست. حالت نرمال به نظرم همینه اگر کسی اینجوری نباشه مشکل داره.
ممنونم خانم دلجو. خیلی لطف میکنید.
کسی که از من نمیپرسه در روز چی کارا کردم. اگرم بپرسه فکر بدی نمیکنم کلیت رو که میشه گفت دیگه. من فکر میکنم خانمها حساسیت غیرمنطقی ای دارن به این سوال و جواب ها.
خب اگر کسی بخواد بد بپرسه ببخشید مثلا میتونه بگه چه غلطی کردی یا امثالهم نه چی کار کردی!
من در این زمینه نحوه صحبت کردن و اینکه چی بگم و چطوری بگم که بد برداشت نشه برای همسرم دچار مشکلات عدیده ای هستم هر کمکی میتونه برام خیلی مفید باشه. کلا این مسائل بهم گره خورده مثلا من نمیتونم حرفمو جوری بزنم که ناراحت نشه بعد ناراحت میشه ازم فاصله بیشتری میگیره عدم صمیمیت کافی بینمون به من استرس برای عروسی و زندگی مشترک میده ترس از عروسی عصبانی ترم میکنه و عصبانیتم باز بیشتر باعث میشه هم اون فاصله بگیره هم خودم بترسم کاری کنم و بخوام فاصله بگیرم. و هی این مسائل دور هم میچرخن و یکیشم که میام درست کنم باقی میلنگن و کارم پیش نمیره.
اون لینک رو قبلا خونده بودم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)