سلام بر هانیه ی عزیر
من فکر میکنم وقتی این دلخوری ها حل بشن دیگر بعد از هر ناراحتی یا عصبانیتی بازگو نخواهند شد.
شاید بهتر بود خواهر شما پیاده میشدن، نه این است که بزرگترها میتونن الگوهای مناسبی برای کوچکترها باشن.
ایشان نیاز دارن یکبار بشینین و راجع به این داخوری ها صحبت کنین. گاهی حق رو به ایشون بدین و بابت برخی رفتارها اظهار تأسف کنین .
بعضی آدمها سالها یک رفتار یا حرف ساده رو به خاطر میسپارن چون حس میکنن باید در اون موقعیت این اتفاق نمی افتاد و هیچکسی هم به روی خودش نیاورد! برای همین این خشم بعد از هر بغض و ناراحتی فوران میکنه.
حرف هایی که نزدن، رفتارهایی که دیدن، جملاتی که شنیدن.. کم کم روی هم جمع میشه و اون فرد رو خشمگین میکنه.
شما میتونین به هم کمک کنین و مرهمی بر ناراحتی های هم باشین... وقتی شنونده ی خوبی باشین و جایی که حق با ایشونه ، این حق رو تأیید کنین در مقابل میبینین که ایشان هم شنونده ی صحبت های شما و مدافع حقوقتون خواهند بود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)