بسیار سپاسگزارم از دوستانی که کمکم کردند.
شیدا جان بحث دفاع نیست.بحث من اینه که کلا صحبتی نمیکنم.الان مدت هاست میترسم در مورد وقایع روزانه خانواده م حرف بزنم چه برسه به اینکه ازشون دفاع کنم.واکنش همسرم توی عصبانیت به قدری وحشتناکه که من عملا لال میشم.بارها هم بهشون گفتم ربطی به من نداره.ناراحت شدی بهشون بگو اما میبینم که همسرم دنبال بهانه س برای کوبوندن من.مثلا من براش تعریف کردم که مادرم کارت ملیشو گم کرده و کلی دردسر کشیده برای گرفتن مجدد.چند هفته بعد توی دعوا ایشون به من میگن شما همه بی انضباط هستین مثل مادرت که کارت ملیشو گم میکنه.نمیدونم متوجه توضیحاتم میشید یا نه.من توی ساده ترین ارتباط ها با همسرم میترسم چون هز ابتدایی ترین کلمات من هم سوء استفاده میکنه و وقتی اینو تعمیم بده روح و روان منو به هم میریزه.
سحر جان اگر بحث توهین و ناراحتی بود من باهاشون هم دردی و هم دلی میکردم.توی این چهارسال یکی از عزیزان من همون سال اول دوم خدا میدونه یک کلمه حرف زد و کاملا هم بی منظور که به ایشون برخورد.بعد از اون بارها با اون فرد برخورد داشت و ارتباط صمیمانه داشت.اما از اون روز به بعد هر دعوای زن و شوهری ساده ای که میشه تا یک هفته روح و روان من نابود میشه.اوایل بهش میگفتم آره عزیزم حق داری و من متاسفم و درست میگی.اما بعدش دیگه نتونستم.سکوت سکوت و سکوت.
الان من در کمال آرامش مینویسم.اخیرا با همسرم دعوایی نداشتم اما اثرات رفتارهاش توی عصبانیت واقعا روی من تاثیر گذاشته.
ایشون بارها قلب منو حریحه دار کردن.پدر من وضعیت مالی خوبی دارن.توی دعوا بهم میگن همه پولدارها مال مردم خور هستن!!جالبه قسمتی از درآمد ماهیانه ما از اموال پدر من هست.اینا رو نمیبینه و سکوت من باعث میشه مدام تکرار کنه.
اینکه میگه ناراحت میشم برای من با شدت بیشتری نسبت به خانواده ش اتفاق افتاده.اما من حتی یک بار هم چیزی به روش نیاوردم.خیلی سخته برای من.عملا با تموم خانواده م بحز پدر و مادر و خواهرم قطع ارتباط کردم چون دیداد با فامیل برای من همش استرس و بدبختیه.کافیه کسی با کسی شوخی کنه.ایشون به خودشون میگیرن.اما دیدارها با عمو و عمه و اقوام خودش به جاست چون من حساسیتی توی کلام ندارم.من مدت ها خونه بابام تنها میرم چون جرات ندارم به ایشون بگم بیان
در مواقعی غیر از عصبانیت ایشون بهترین همسر دنیا هستند.دوستشون دارم و از کنارشون بودن لذت میبرم.اما رفتارهاشون توی عصبانیت باعث میشه فاصله بینمون اتفاق بیفته

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط Telegramid_TrueMotion نمایش پست ها
در کل سعی این موارد اصلا پیش نیاد وقتی هم پیش اومد جدی نگیر اصلا

ممنونم دوست عزیز از پاسختون
اگر فقط چند بار بود جدی نگرفتن میتونست راه حل مناسبی باشه.اما ایشون بدترین صحبت ها و قضاوت هارو در خصوص عزیزان من انجام میدن که شنیدنش برای هر خانومی میتونه زندگی رو تا پای طلاق ببره.اما من فقط بی صدا اشک میریزم و سکوت میکنم
روحم خسته س.واقعا استحقاق این سبک رفتاری رو ندارم.اگه راه حلی در این خصوص باشه زندگیم ایده آل میشه.اما ایشون بعد هر دعوا عدرخواهی میکنن اما بازم یادشون میره و روز از نو روزی از نو