تر
سلام خيلي خيلي ممنون كه برام وقت گذاشتين خيلي خوشحال شدم بالاخره يكي خواست كمكم كنه
اره خودمم يكي از عوامل اينهمه ناراحتيمونو همين طولاني شدن نامزدي ميدونم
مامانم ميگه ربطي نداره چه بسا همون سال اول ميرفتين سر خونه زندگيتون الانم با يه بچه مجبور بودي غر بزني همش !
والا خودمم قاطي كردم تازگيا قدرت تحليل رو هم احساس ميكنم از دست دادم نميتونم تصميم بگيرم خيلي ضعيف شدم...تو اين مدت بخاطر ساختن خونه نامزد مونديم البته الان يه ساله تموم شده و قراره بعد از محرم صفر عروسي كنيم...منم از عروسي گرفتن ميترسم هيچ شور و شوقي برام نمونده نميدونم چيم شده اصلا خوشحال نيستم...
خصوصيات مثبت نامزدم:
برخورد خوب با خانوادم
-خيلي شاده حتي اگه مشكلات بزرگي داشته باشه بر اين عقيده هست كه دنيا دو روزه بايد شاد بود
-مسئوليت پذيره و كاري
-دلش صافه و هيچوقت بد كسيو نميخواد
-وفاداره و سربه زير
-خوشبينه و اميدوار
-هميشه مقابل خانوادش از من حمايت ميكنه و هميشه خواسته پيششون بزرگم كنه برخلاف اينكه پيش خانواده خودم گاها اينطور نيست
ويژكي منفي:
-زود از كوره درميره و عصبي ميشه و تن صداش بلنده
-لجبازه مخصوصا اگه من شروع كنم لجبازيو
-تشنه ي محبته و ميخواد نازشو بكشم
-هميشه راست حرف نميزنه و به اين جمله اعتقادي نداره كه ناراحتي با شنيدن حقيقت خيلي بهتر از ناراحتي بعد اينه كه بفهمي حقيقتو ازت پنهون كردن يا براي اينكه ناراحت نشي بهت دروغ گفتن درموردش!
-اولويت اولش كاره پول در اوردن بعد حرف زدن با من!
-بلد نيست رمانتيك باشه و حرفاي خوب خوب بزنه من ادم خيلي احساسي هستم و با اين رفتارش من ازش سرد و سردتر ميش
-اكثرا گردش و سفر با جمع رو به سفر دوتايي ترجيح ميده و اين مساله واقعا منو عذاب ميده بخاطر اين اخلاقش هيچوقت نميتونيم به جايي كه ميخواهم بريم بگرديم بريم و يا زمانش دست خودمون نميشه ، چون تو جمع بايد تابعه جمع بود









علاقه مندی ها (Bookmarks)