نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
سلام

به همدردی خوش اومدی


احساس شما قابل درک هست.هر عضوی از بدن نیاز به کمک داره از طریق نشانه هایی مثل درد ما متوجه میشیم.این همه طاقت و تحمل داشتن و خودساخته بودن خوبه ولی تا جایی که به خودمون آسیب نزنیم.شما با ارتباطات بیشتر با دیگران(مخصوصا کسانی که قابل اعتماد هستند) یا صحبت کردن با مشاور میتونید مقداری خودتون رو تخلیه کنید. جرات ورزی و مهارتهای بیان احساسات کمک زیادی به جلوگیری از جمع شدن انرژی منفی میکند.هر کدام از این مهارتها نیاز به آگاهی و مقداری تمرین دارد.

مواردی که عصبی شدید یا شما رو عصبی میکنه و واکنش خودتون در این شرایط رو بیشتر توضیح بدید. این دو لینک رو نگاهی بندازید.لیینک دوم(چگونه منفعل نباشیم)طولانی هست اگر وقتتون کمه بیشتر توصیه های دکتر sciدر مورد چرخه انفعال-پرخاشگری در اون لینک رو مطالعه کنید.

چگونه خشم و عصبانيت مان را كنترل كنيم؟
چگونه منفعل نباشيم ؟
سلام
خیلی ممنون از شما

لینکهایی که فرستادید را حتما مطالعه می کنم.

متاسفانه قادر به گفتگوی رودررو در مورد مشکلاتم نیستم،یعنی توان درد و دل کردن رو مثه خیلی از خانمهای دیگه ندارم.(این حرفها تو زبونم نمیچرخه) حتی خیلی خیلی کم پیش اومده که جلوی کسی حتی نزدیکانم گریه کنم ..... و پیش فرض ذهنیم اینه که بقیه هم مشکل دارن ، چرا من باید مشکلاتم رو بگم که اونها رو ناراحت کنم

در مورد مشاور هم همینطور و نمی تونم با حرف زدن تو اونجا تخلیه بشم و خب هزینه ها هم برای من که فعلا دانشجو هستم زیاده.

مواردی که منو عصبی میکنه:
بعضی وقتها به درجه بالای ناامیدی می رسم طوریکه بدبخت تر از خودم نمی بینم.
هر چه که به زندگی زناشویی مربوط باشه ( خبردار شدن از اینکه کسی داره ازدواج می کنه، بچه دار شده ، دیدن زن و شوهری که دست همو گرفتن و ....)
مسائلی که مربوط به وضعیت الانمه (دادگاه ، ابلاغیه، حرف زدن در مورد همسرم و ....)
مهمتر از همه اینه که مادرم امید به برگشت من به اون زندگی داره ( با توجه به اینکه همه مشکلات همسر من رو دیگه تا الان دیده و فهمیده ... اما باز هم نمیدونم چجوری حاضره که من برگردم فقط صرفا به این خاطر که من مطلقه نباشم)
و خب استرس درس و پایان نامه
و اگه از برنامه هام عقب بمونم

اما واکنش های من متفاوته:
الان از خواهرم پرسیدم عصبانی میشم چجوری میشم؟ گفت مثه معلما داد میزنی.... نمیشه باهات حرف بزنن ...
پرسیدم قیافم چجور میشه ؟ گفت میترسم نگات کنم
گیر میدم به همه و غر میزنم .... مثلا چرا اینجا راه میری ، تلویزیون نگاه نکن و....
تو دلم شروع می کنم فحش دادن
پرخوری عصبی
و اگه بدونم دارم بیش از اندازه میرم رو مخ بقیه ، سوار ماشین میشم ( یکم هم با سرعت ) میرم سمت بیابونی و یخورده جیغ و داد می کنم و گریه می کنم و برمیگردم ( این جیغ زدن شاید دو ماهی یبار )
بداخلاقی

فعلا همینها بنظرم رسید ....