الهه جان آروم باش
نهایتش میگی نه دیگه ،
غصه نخور
اگر آروم نباشی نمیتونی درست تصمیم بگیری .
چی اذیتت میکنه ? صحبت با اون آقا برات اذیت کننده است ? فشار خانواده ? یا.?
انگار داری از یه چیزی اذیت میشی یا در فشار هستی .
کلا رمزی و تاحدی مبهم نوشتی برای همین نمیشه فهمید مساله اصلی چیه .
پست شماره 10 خودت اشاره کردی که " علی رغم سخت گیریهات یکی بود که مردونه جلو اومده بود "
اگر خواسته ات منطقیه ، پس سختگیری نیست .
درمورد این آقا با این پیش فرض که تضمینی به جواب مثبت ندادی ، برو باهاش صحبت کن ،
تا چند جلسه صحبت نکنی نمیتونی پرونده اش رو کامل ببندی .
شاید حتی با یک جلسه دیگه نظرت به کلا منفی یا به مثبت برگشت .
یا با دید بازتر ، آماده تر و آروم تر ادامه بدی .
به هر حال
یکجوری ادامه بده و تمومش کن که پروندشو کامل ببندی .
یعنی توی ذهنت سوالی نمونه بلکه برات تجربه مفیدی باشه .
خود اون آقا هم ظاهرا نتونسته تصمیم کامل بگیره که یکبار میگه نه بعدش میخواد ادامه بده پس شاید بهتر باشه اگر نسبت بهش حس دافعه نداری
یک جلسه دیگه صحبت کنی تا به یه نتیجه مشخصی برسید .
*فکر کنم با دوستات میخواستی بری بیرون هنوز نرفتی هواخوری .









پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)