به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 اردیبهشت 98 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1397-4-28
    نوشته ها
    125
    امتیاز
    1,847
    سطح
    25
    Points: 1,847, Level: 25
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    69

    تشکرشده 94 در 49 پست

    Rep Power
    25
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گوهرشاد نمایش پست ها
    من به ازدواج مجدد فکر نمیکنم چون هنوز طلاقی نگرفتم و اینجور که شوهره من داره پیش میره یک سال شایدم بیشتر طول بکشه.
    هنوزم میگم بنده ظاهربین نیستم و قبولم ندارم.هرکسی معیاری برای ازدواجش داره.مهم صادق بودن طرفه که طرفه من صادق نبود.
    نه عزیزم
    تو ظاهربین نبودی هرگزززز
    اتفاقا رو معیارای خودت سعی کردی درست جلو بری
    تصورت بود کسی که درس طلبگی میخونه حتما راهش راه اسلامه
    اما خب طرف شما جنس اصل نبود قلابی از کار دراومد و این ابدا تقصیر تو نبود

    هرکسی واسه ازدواجش معیاری داره
    معیار تو دیندار بودن طرف بود
    درسته معیار و کیس من یه چیزی بیشتر از زمین تا اسمون با معیار و کیس تو تفاوت داره
    اما بهرحال معیارت واسه خودت قابل احترامه و منم درکت میکنم

    در مورد ازدواج مجدد هم بقول خودت الان وقت فک کردن بهش نیس
    فعلا صبر کن تا زخمایی که اون مسلمون نما به روحت وارد کرده ترمیم بشن
    و بعد اینکه پروسه طلاق تموم شد اونوقت میتونی با ارامش راجع به آینده و زندگیت فکر کنی

    من تصور میکنم نهایتش زندگی با یه مرد مومن رو ترجیح بدی
    پس به وقتش برو دنبال مومن واقعی
    که هم اهل نماز روزه باشه هم اخلاق داشته باشه
    یعنی که هم ظاهرش مومن باشه هم باطنش

    اما فعلا فقط به ترمیم روحت فک کن
    و به همه اون اتفاقای بد به چشم تجربه نگا کن
    تجربه ای که خیلیا داشتن و چشم و گوششون رو بازتر کرده

    تو چیزیو از دست ندادی که نشه جبرانش کرد
    تو فقط زندگی کنار یه ادم بد رو تجربه کردی و میتونی از این تجربه واسه مراحل بعدی زندگیت استفاده کنی

    خدا رو شکر کن که شوهرتو زود شناختی
    اگه الان یه بچه ازش تو دامنت بود کارت از هرلحاظ سختتر میشد

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 بهمن 97 [ 08:59]
    تاریخ عضویت
    1397-6-21
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    630
    سطح
    12
    Points: 630, Level: 12
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 79.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 6 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط bahareh09 نمایش پست ها
    نه عزیزم
    تو ظاهربین نبودی هرگزززز
    اتفاقا رو معیارای خودت سعی کردی درست جلو بری
    تصورت بود کسی که درس طلبگی میخونه حتما راهش راه اسلامه
    اما خب طرف شما جنس اصل نبود قلابی از کار دراومد و این ابدا تقصیر تو نبود

    هرکسی واسه ازدواجش معیاری داره
    معیار تو دیندار بودن طرف بود
    درسته معیار و کیس من یه چیزی بیشتر از زمین تا اسمون با معیار و کیس تو تفاوت داره
    اما بهرحال معیارت واسه خودت قابل احترامه و منم درکت میکنم

    در مورد ازدواج مجدد هم بقول خودت الان وقت فک کردن بهش نیس
    فعلا صبر کن تا زخمایی که اون مسلمون نما به روحت وارد کرده ترمیم بشن
    و بعد اینکه پروسه طلاق تموم شد اونوقت میتونی با ارامش راجع به آینده و زندگیت فکر کنی

    من تصور میکنم نهایتش زندگی با یه مرد مومن رو ترجیح بدی
    پس به وقتش برو دنبال مومن واقعی
    که هم اهل نماز روزه باشه هم اخلاق داشته باشه
    یعنی که هم ظاهرش مومن باشه هم باطنش

    اما فعلا فقط به ترمیم روحت فک کن
    و به همه اون اتفاقای بد به چشم تجربه نگا کن
    تجربه ای که خیلیا داشتن و چشم و گوششون رو بازتر کرده

    تو چیزیو از دست ندادی که نشه جبرانش کرد
    تو فقط زندگی کنار یه ادم بد رو تجربه کردی و میتونی از این تجربه واسه مراحل بعدی زندگیت استفاده کنی

    خدا رو شکر کن که شوهرتو زود شناختی
    اگه الان یه بچه ازش تو دامنت بود کارت از هرلحاظ سختتر میشد
    بهترین چیز واسه یه فردی تو شرایط من درک شدنه.خدا خیرتون بده براتون دعا میکنم که ادم های خوبی سرراهتون قرار بگیره🙏
    شوهرم و خانوادش ابرومو به قول خودشون تو فامیلمون بردن.مادربزرگم سه هفتس فوت شده یه تسلیت به من نگفتن.با اینکه همون روزم فهمیدن.به تمام فامیلشون گفتن.هرکسی از طرفشون اومد گفت ما نمیدونیم جریان چیه تو بگو.ولی اخرش میدیدم همشون میدونن چون تیکه تیکه شخصی ترین مسائل بین من و شوهرمو به فامیلشون گفتن.اینام دارن میگن
    مادرشوهرم مدام نفرینم میکنه.
    ناراحتم میگم پس فردا نیان دانشگاهم بخوان اذیت کنن.
    الان یه دختریم که چیزی واسه از دست دادن نداره.
    البنه الحمدلله من یه زمانی با شوهرم یه مدت کوتاه رفتم قم.از خود حضرت که همونجام عقد کرده بودم خواستم اگر صلاح نیست من دختر بودنمو توسط این مرد از دست ندم.جدا از اینکه وحشی بازی در میورد که هردفعه پیشش بودم و یخ میکردم از استرس.
    ولی الحمدلله دخترم.
    الحمدلله تو فامیلمون دختر با وقاری بودم مشکلی نداشتم.
    تو دانشگاه واقعا استادایی بودن که صدا میزدنن میرفتم دفترشون و ازم تشکر میکردن.بابت حجاب و اخلاقم
    اینارو همشو از خدا دارم.
    و عزت و ابرو هم پیش خداست.خالا هنه دنیا بگن تو بدی خدا بخواد فرداش جوری برات عزت جمع میکنه که هیشکی نمیتونه از بین ببره.
    فقط اینو میدونم که خیلی ها هم میدونم که میدونن.
    دختری که مهرشو میزاره اجرا یعنی میخواد طلاق بگیره.و هرکسی بیاد پشت دیگری تهمت بزنه غیبت کنه یعنی ادم درستی نیست.
    اینو حتی پدربزرگمم بهم گفت.گفت اینکه اومد پیشه من ازت بدگفت.خداروشکر که زودتر متوجه شدی داری ازش جدا میشی.
    شاید قضیه من یکسال طول بکشه چون شوهرم ادم درستی نیست به قول خودش میخواد اذیتم کنه..البته من امید دارم.و از امام حسین خواستم خودش کمک کنه زوتر تموم بشه.
    ولی واقعا اونموقعی که تصمیم جدی گرفتم در مورد جدایی به پدر و مادرم گفتم حاضرم هرروز تهمت بشنوم بهم توهین بشه ولی یکزوز کنار همچین ادمی نباشم و زندگی نکنم.
    گفتم یا مرگ یا طلاق.
    الان دارم زندگی میکنم ارامش دارم.پیاده روی میکنم به هنرم میرسم.
    درسته درگیری ذهنی و درگیری دادگاهی دارم.ولی الحمدلله چندروزه نمازمو میخونم زیارت عاشورا میخونم.
    نماز میخونم حالم بهتر میشه.
    فقط امیدوارم زودتر تموم بشه.
    برام لطفا دعا کنید������������

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط خندون نمایش پست ها
    گوهرشاد عزیزم این حالتی که تو میگی اسمش بی دینی نیست، به نظرم یه جور بازنگری در باورهات هست، این که عمق و ریشه اعتقادت تا کجاست؟ گاهی ما به اینجور اتفاقها نیاز داریم تا رشد کنیم.

    اینکه همسرت این ویژگی ها رو داره اصلا مطلوب نیست ولی این اتفاق باعث شد تا تو به دورنت برگردی. همه آدمها جایزالخطا هستن، معیار دینداری مگه باید روی انسان ممکن الخطا باشه؟!

    حرفت رو درک میکنم، تو دلت میخواست همسر دینداری داشتی تا دوتایی با هم زندگی عاشقانه و خداپسندی داشته باشی اما در واقعیت این اتفاق نیفتاد.
    از نوشته هات مشخصه دختر قوی هستی و الان هم داری با قدرت خودت رو ازین عقد جدا میکنی و این خیلی خوبه.

    این تلاطم ها برای اکثر آدمها پیش اومده، بعضیا از نظر دینی قویتر میشن، بعضیها دلزده میشن و پشت میکنن و بعضیها مردد می مونند.

    تو به قول خودت تا حالا به پست آدم بد نخوردی، دقیقا نکته اینجاست. تو در محیطی سرشار از محبت بزرگ شدی، همیشه آدمهای دور و برت خوب بودن و با این خوش بینی ازدواج کردی و یهو دیدی همسرت بر خلاف باورهات هست و اونوقت این آینه شکست.
    آره عزیزم هیچوقت معیار دینداری آدمها نیستند، هیچوقت ظاهر آدمها معیار باطنشون نیست، تو باید تیز و دقیق باشی که انتخاب خوبی بکنی.

    الان هم طبیعیه این حست شاید اصلا تا مدتها تو این حالت باشی ولی کم کم خودت رو پیدا میکنی.
    ممنون از درکتون.خدا خیرتون بده
    ویرایش توسط گوهرشاد : شنبه 31 شهریور 97 در ساعت 03:25

  3. کاربر روبرو از پست مفید گوهرشاد تشکرکرده است .

    bahareh09 (شنبه 31 شهریور 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.