به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 مرداد 01 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-14
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    7,807
    سطح
    59
    Points: 7,807, Level: 59
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 145 در 70 پست

    Rep Power
    30
    Array
    مرسی pooh
    مرهم درد رو نمیدونم .حتی نمیدونم درد چیه که مرهمی براش پیدا کنم .
    تازه از سفر برگشتم .تفریحات مجردی هم دارم.حوصله دوستامو ندارم دیگه .

    یاد لحظه هایی میوفتم که با اون اقا میرفتیم بیرون،و بهم ابراز علاقه غیرمستقیم میکرد ،خیلی زیاد ..
    دختری که تاحالا با هیچکی نبوده ،پر احساسات ،حالا دوماه مدام با یکی رفته بیرون و فک کرده شوهرشه.شخصش مهم نیست .انگار سخته تحمل کنم اینا نباشن
    نمیدونم .شایدم من ضعیف شدم .قطعا من ضعیف شدم.
    انگار تمام عقده های زندگیم باهم
    روحم شکسته .یاد تک تک لحطه های مزخرف زندگیم میوفتم و دلم مبخواد بمیرم .من ادم قوی نیستم .

    اون به درک که رفت .اصلا یاد اون خیلی نمیوفتم .بیشتر تاثیرش تو زندگیمه .یعنی دیگه دلم براش تنگ نیست .دیکه نمیحوام باشه .
    اگر بود الان سراغ دوستی نمیرفتم .


    در مورد مشاوره خانوادگی ؛دیگه هیچوقت مشاوره نمیرم .ت. زندگیم 4 بار رفتم مشاوره و هر چهاربار بشدت پشبمون شدم .مسیر زندگیمو تغییر دادن.فقط پول گرفتنشون مهم بود .حالم بهم میخورد حتی میشنیدم میگن طولانیش کن دو جلسه شه .خدا ازشون نگذره .دیگه اعتماد نمیکنم بهشون .
    صمنا بابای من با مشاوره تغییری نمیکنه.یه عمری مامانم میرفت فقط پولشو ریخت سطل اشغال .دریغ از اپسیلونی تعییر
    کسی که منطق داره حرف میزنی میفهمه .کسی که نداره نداره .منم بی منطق شدم .مثل بابام

    این اقا سه ماهه بمن پیشتهاد دوستی داده .اون موقع ها خیلی سفت و سخت بودم که نه و نه .ولی الان اصلا سفت و سخت نبستم .
    خودمو میسپرم بهش
    دلم میخواد یکی رو عاشق خودم کنم .بعدم ولش کنم بره به حال خودش.دلم میحواد یکی رو بشکنم .اشکش رو ببینم

    مطمینم برم پیش روانپزشک بهم دارو میده .مطمینم .مدت هاست روی این موضوع به اطمینان رسیدم

    کاش هیچوقت هیچوقت توی این دنیا نبودم .جز عذاب برای خودم و بقیه هیچی نداشت .

    - - - Updated - - -

    جلوی خانوادم خیلی خورد شدم که اون اقا اینطور گذاشت رفت .شنیدن اینکه ارزش نداشتی برات سکه بزارن منو تا جنون میبره.

  2. #2
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ابی اسمان نمایش پست ها


    جلوی خانوادم خیلی خورد شدم که اون اقا اینطور گذاشت رفت .شنیدن اینکه ارزش نداشتی برات سکه بزارن منو تا جنون میبره.



    **********

    یه مسئله ای که باید بهش دقت کنید اینکه آقا ی خواستگار قرار نیست حتما همسر آینده بشه !
    و اون شخصی که میره خواستگاری باز قرار نیست اون دختر حتما همسر آینده اش بشه !
    برای هر دو طرف یه گزینه ست !
    آدم گزینه را بررسی می کنه .
    رمز موفقیت اینکه در این مراحل وابسته نشید ( دو طرف ) ...
    اینکه همش از دریچه احساس وارد نشید ...
    شما به آقا ی خواستگار تعهد ندارید..و آقا ی خواستگار هم به شما تعهد نداره
    باید فقط به همسر آینده تون تعهد داشته باشید .


    امکان داره یه پسری بره خواستگاری... از جانب دختر و خانواده دختر پذیرفته نشه
    امکان داره پسره قبول نکنه ...
    این به معنی بی ارزشی طرفین نیست ..
    ارزشمند بودن خودتون را زیباتر تعریف کنید !



    ناراحت نباشید ...
    اون آقا گذاشت رفت ...خب خورد شدن نداره که ....
    ان شاالله خیره





    این مقالات را بخونید :
    http://www.hamdardi.net/golchin_link/golchin_link.htm




    ****************


    سعی کنید با پدرتون دوست باشید ...
    برای پدرتون نامه بنویسید ....از دغدغه هاتون بگید .
    ویرایش توسط باغبان : پنجشنبه 05 مهر 97 در ساعت 00:06

  3. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    Ye_Doost (پنجشنبه 05 مهر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.