به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 مرداد 01 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-14
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    7,807
    سطح
    59
    Points: 7,807, Level: 59
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 145 در 70 پست

    Rep Power
    30
    Array
    ممنونم اقای یه دوست .منتظر نظر تند و منطقی شما بودم .
    در مورد تماسم ،خودم الان پشیمونم خیلی .ولی اون مشاور گفت زنگ بزن و اصلا اشکال نداره!!
    حالا میگم کاش خودمو سبک نکرده بودم حالا مهم نیس پیش خودش چی فکر میکنه ولی بهرحال حس مزخرفیه کسی که هیچ چیز برتری نداشته خودش رو بگیره برای ادم .

    اصلا نباید خودمو جلوش کوچیک میکردم.در مورد مهریه هم هزاربار خودمو سرزنش کردم که چرا رفتم مشاوره.باورتون نمیشه که منو دعوا کرد جلوی اون اقا!!گفت ایشون نداره 14 تا رو بکنه 15 تا!اخه تو از کجا از جیب بقیه خبر داری .
    هر مشاوری به پست من خورد یه مدل درب و داغون کرد منو

    Cryعزیز
    بله هر خواستگاری قرار نیست همسر بشه .ولی خواستگاری که میاد و از تعداد مهمون شب عروسی میگه(منظورم شب خواستگاری هست خانوادش گفتن)ادم باید قلبش سنگ باشه که هیچ احساسی و وابستگی وارد نکرده باشه.خیلی سخته .من نمیتونم احساسی نشم .

    دیگه به خیرش و شرش کاری ندارم ...خیر نبود از اول نمیومد.الان مثلا چیشد ؟

    با کوچکترین حرفی بهم میریزم .حتی تو محل کارم یکی از مراجعین یه چیزی گفت من گریم گرفت !!!جلوی همه .اب شدم از خجالت .خیلی روحیم ضعیف شده


    در مورد نامه به پدرم و ...
    نمیدونم چطور بگم.یعنی فایده نداره هرچی بگم .حق میدم بهتون احتمالا ندیدین این مدلی ادم .
    من خیلی برای پدرم احترام قایلم .خیلی دوستشون دارم و اجازه نمیدم احدی بهشون بی احترامی کنه .درسته بخاطر یه سری اخلاقاشون خیلی تاثیرشو تو زندگیم دیدم .و زندگی خواهرم و برادرم و مادرم .ولی خب چی بگم .از قصد نیست .

    نامه و اینها رو هم فراموش کنید .یه بار خواهرم به پدرم گفتن باباجان ،تا روزها مکافات داشتیم که تو چرا گفتی جان ..
    یه نوع تفکر خاص دارن .یه سری چیزایی که خیلی خیلی طبیعیه ما ازش محرومیم .یعنی حتما برای بقیه خنده داره .مثلا فکر کنین شما سهوا چراغ سرویس بهداشتی رو روشن گذاشتین ،خب حالا حق ندارین تا صبح بخوابین و باید سرتون داد بزنن و از همه مشکلات از اول تا ابد بشنوین و ...
    و خیلی چیزای خنده دار تر و ساده تر تا چیزای بزرگ و موثر .
    میدونین ،دیگه تحمل هیچ تنشی ندارم .با پدرم هیچ جا نمیرم .هیچ جا
    با اتفاقات اخیر،دلم جز مرگ چیزی نمیحواد .انگار تمام عقده ها یکباره قصد کردن من رو مچاله کنن ...

    - - - Updated - - -

    Telegramid_TrueMotion
    متوجه این لحن شما نمیشم ظاهرا شما هم متوجه منظور بنده نشدید پس بهتره حرفی نزنم که باعث رنجش بشم .ممنونم از پاسخگوییتون

  2. 2 کاربر از پست مفید ابی اسمان تشکرکرده اند .

    Ye_Doost (دوشنبه 16 مهر 97), الهه زیبایی ها (جمعه 06 مهر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.