سلام
عزیزم نگران ما نباش؛ هر عضوی از همدردی یا یاد گرفته که ارتباطش با سایت رو مدیریت کنه تا ازش اثر مثبت بگیره نه منفی، یا باید یاد بگیره.
پس نگران چیزی نباش.
آرزو یه وقتایی هست که یه کاری برای آدم سخت می شه. مثلا کسی که به جای 10 تا انگشت، 3 تا انگشت داره، سختشه غذا بخوره. در حالیکه یکی دیگه خیلی راحت قاشق رو توی دستش می گیره و غذا می خوره.
ضعف ها و کمبودهای ما گاهی فیزیکی هستند، گاهی روانی، گاهی فکری. و پوشش دادن نقص ها و معلولیت های فیزیکی راحت تر از روانی و فکریه. یعنی غذا خوردن برای یه انسان سه انگشتی راحت تره تا مدیریت کردن چالش های زندگی برای کسیکه مثلا اضطراب داره، یا تحقیر نشدن برای کسیکه حرمت نفسش آسیب دیده.
وقتی به کلیت زندگی شما نگاه می کنم، می بینم زندگیت برات سخت شده. یه ضعف هایی داری و یه توانایی هایی نداری که مجموعا باعث می شن در این شرایط خاص (یعنی با این شوهر و این دوری از خانواده و غیره) به مشکل بخوری. کارت سخت بشه.
پیشنهاد من اینه که یه مدت تمرکزت رو از مسائلت بردار. شرایطت رو بپذیر و به خودت بپرداز. به خودت، ضعف هات، توانایی هات.
این کاری بود که من انجام دادم و الان راضی ام از انتخابم. وقتی مسائل زندگیم خیلی پیچیده شده بود، دیدم الان بزرگترین مشکلم همین اضطرابمه. بنابراین بصورت متمرکز روی اضطرابم کار کردم، و سعی می کردم شرایط اضطراب آورم رو صرفا بعنوان فضای تمرینی برای مواجه شدن با اضطرابم و ارزیابی کردن خودم ببینم.
هرچی هم بیشتر اضطرابم رو بررسی کردم، دیدم ریشه در خیلی چیزها داره. فهمیدم چقدر کار دارم که باید قبل از مرگم انجام بدم.
الان خیلی از مسائل سختِ گذشته از آب خوردن برام راحت تر شدن. و اصلا خیلیاشون کلا از بین رفتن.
باور کن وقتی قوی باشی، گذروندن یه زندگی سالم و آروم در کنار همین شوهر با همین اخلاق، برات آسون می شه.
امکان مراجعه به روانشاس بالینی رو داری؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)